شماره مطلب : 18313
زمان انتشار : 95/10/12 - 11:30 2017/1/1
مستند «آقای نخست وزیر» علیرغم ارزش های هنری و تاریخی در جشنواره مستند سینما حقیقت پذیرفته نشد!
درباره تجربه تماشای مستند «آقای نخست وزیر» از تولیدات «سفیر فیلم»

فیلمسازان جوان متعهد و طرح دغدغه ها

مستند «آقای نخست وزیر» علیرغم ارزش های هنری و تاریخی در جشنواره مستند سینما حقیقت پذیرفته نشد!
  1. برای دیدن «آقای نخست وزیر» از ساخته های بچه های فیلمساز متعهد رفتم. فیلم در همان ابتدا با این گفتار شروع شد که روایت این مستند کاملا بر اساس فیلم ها و تصاویر آرشیوی ست و افراد گفتگو شده در فیلم همان شخصیت های حقیقی نشان داده شده اند و بی طرفانه مرور اتفاقات تاریخی ست! با مقدمه و دیدن لحظات ابتدایی فیلم متوجه شدم که نه! با یک کار درست و دقیق و جدی طرفم! مستند از یک جای خوبی آغاز شد و با مطرح کردن حوادث منجر به ملی شدن صنعت نفت یک قلاب خوبی برای بیننده فراهم کرد! داستان ملی کردن صنعت نفت و مشکلات بوجه ای و اقتصادی ناشی از این سیاست! تجربه یک اقتصاد بدون نفت! بیرون کردن انگلیسی ها از ایران! قهر انگلیسی ها! شاه در این برهه تاریخ! میانجی گری آمریکا برای آشتی ایران و انگلیس! طرح نقشه کودتاه توسط انگلیس و اجرا توسط آمریکا! و بلاخره چالش ها و ماجراهای اساسی و جالب و عجیب اتفاق افتاده در بیست و هشت ماه نخست وزیری دکتر مصدق! فیلم به لحاظ نوشته و متن و گفتار آن توسط استاد ناصر طهماسب زیبا و شنیدنی ست. فیلمبرداری درست و طراحی بصری و دکوپاژ صحنه در گفتگوهای شخصیت ها حقیقی و انتخاب بجای آنها بسیار موفق بوده و در استفاده و تدوین و روایت جذاب و تلفیق تصاویر آرشیوی فوق العاه می باشد. به طوریکه در یک زمان استاندار فیلم؛ روایت، ساختار و پرداخت درستی از موضوع شده است. این از فیلم و کیفیت و چگونگی و نظرم درباره آن!
  2. و اما دوباره ادامه حواشی:
  3. در خلال نمایش فیلم و سالن خلوت با تعداد انگشت شمار تماشاچی که با آرامش به دیدن فیلم مشغول بودیم؛ ناگاه تعدادی کثیری! داخل سالن نمایش شدند و در همان جلو که جای خالی فراوان هم داشت نشستند! و چند نفری هم ایستاده در کنار و تکیه بر دیوار که انگار پا در رکاب! در این لحظه بدقت و تمرکز فیلم دیدنم خللی وارد شد! و دوست عکاس محترم و یکی دو نفر دیگر در آن میان در سالنی تاریک! تلاش برای عکس گرفتن از این جمع کثیر! و ناگزیر ار چند فلاش دوربین! من هم در بخشی از ذهنم در حدس زدن این جمع کثیر! که لکن بعد از دقایقی همان جمع کثیر در یک اقدام خودجوش! همگی برپا و از سالن خارج شدند!!! انگار نه انگار که خانی آمده و خانی رفته! پس از پایان فیلم به سراغ کارگردان که حالا می شناختمش رفتم و گفتم: دمت گرم فیلمت عالی بود!
  4. راستی این فیلم در کدام جشنواره سینما حقیقت بود؟ امسال یا سال قبل؟!
  5. گفت: هیچکدام! انتخاب نشد!
  6. گفتم: مگه میشه! مگه داریم!
  7.  علیرضا بیات

اضافه کردن دیدگاه جدید