شماره مطلب : 18410
زمان انتشار : 95/10/19 - 16:58 2017/1/8
کیانوش عیاری گفته است که در هنگام ساخت «کاناپه» اشاره داشته که «در روزگار قريب از آبدارچی پروژه هم خجالت می ‌كشيدم كه دارم پرستارهای دهه پنجاه را با مقنعه تصوير می‌ كنم.» اما آیا سازنده فیلم های باشکوهی چون «روز باشکوه» برای عدم رعایت هنجارهای پذیرفته شده حجاب از مردمان مسلمان این دیار خجالت نمی کشد؟!
نقش «کلاه گیس» از جوسازی رسانه ای تا اجرای هنری!

زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم

کیانوش عیاری گفته است که در هنگام ساخت «کاناپه» اشاره داشته که «در روزگار قريب از آبدارچی پروژه هم خجالت می ‌كشيدم كه دارم پرستارهای دهه پنجاه را با مقنعه تصوير می‌ كنم.» اما آیا سازنده فیلم های باشکوهی چون «روز باشکوه» برای عدم رعایت هنجارهای پذیرفته شده حجاب از مردمان مسلمان این دیار خجالت نمی کشد؟!

گروه فرهنگی «آوینی فیلم»: روزگاری «حافظ»؛ شاعر شیرین زبان پارسی گوی از زلف یار به عنوان نگاهی عارفانه در اشعارش یاد کرد و نوشت: «زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم». گویی این شاعر سده هشتم ایران و قرن چهاردهم میلادی به همسانی نام مستعارش، «لسان ‌الغیب» بود و می دانست که در هزاره سوم و در جهان مدرن نمای امروز هستند کسانی که از «زلف»، «گیسو» یی برای حال پریشان خود می سازند.
هنگامی که اخبار و حواشی بلند بالای رخ داده درباره عدم انتخاب فیلم «کاناپه» کیانوش عیاری و جوسازی رسانه های اصلاح طلب را در این باره پی می گیریم، به پریشان گویی این جماعت می رسیم و به تعجب می نشینیم رفتار فیلمساز کهنه کار و رسانه های حامی جریان مغایر با اندیشه های مردمان این سرزمین را که در برنامه عبور از خط قرمز پوشش در ایران! چنان جام جهان نمای توجه را به مصادره حواشی خود درآورده و هیاهویی از رخدادی مشخص ایجاد کرده و فریاد به این سودا در می آورند تا شاید «نقدها را بود آیا که عیاری گیرند».

داستان از روز جمعه آغاز شد؛ از همان نشست خبری پُرحاشیه و کم رمقی که به شکل خلق الساعه و تنها با حضور عده ای محدود از اهالی رسانه در موزه سینما برگزار شد! از همان زمانی که نام 28 فیلم اصلی جشنواره سی و پنجم فیلم فجر با عنوان «سودای سیمرغ» از زبان دبیر جشنواره فجر اعلام شد و در میان غایب ها نام های بزرگی چون عیاری و میلانی و مکری و آثار پُرهیاهوشان بود. در همان شب محمد حیدری به صراحت و شفافیت در برنامه تلویزیونی «هفت» پاسخگوی سوالات بهروز افخمی درباره آثار انتخابی شد و ضمن تاکید بر آرای مستقل اعضای هیات انتخاب، تنها درباره فیلم «کاناپه» تازه ترین ساخته کیانوش عیاری اعلام کرد که به دلیل ملاحظاتی این فیلم باید از سوی مراجعی فراتر از رای اعضای هیات انتخاب جشنواره انتخاب شود. دبیر جشنواره فجر در «هفت» گفت: «فیلم «كاناپه»، شرایطی داشت كه برای انتخاب آن به نتیجه ای نرسیدیم و مراجع بالاتری باید درباره آن تصمیم گیری كنند.» اما جریان چه بود؟ آیا ساخته جدید عیاری هم دارای همان اشارات سیاسی و کنایه های دینی منعکس در فیلم گذشته اش؛ «خانه پدری» بود که در نهایت منجر به توقیفش شد؟! اما نگاهی به داستان ساده «کاناپه» که درباره 2 خانواده ای است که می ‌خواهند با هم وصلت کنند اما در نهایت یک کاناپه باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی آنها می‌ شود، نشان می دهد که به ظاهر این فیلم نمی تواند دارای نشانه هایی از خط قرمز سیاسی داشته باشد و منجر به خروجش از میان انتخاب های جشنواره گردد. پس موضوع چیست؟! فیلمساز قدیمی سینمای ایران و هم کیشان فکری اش در جبهه رسانه ای اصلاح طلبان در روز گذشته گره این ابهام را گشودند.

 یادداشت شبنم عرفی نژاد، دستیار کیانوش عیاری در فیلم «کاناپه» و سازنده فیلم هنر و تجربی «پشت درخبری نیست» در صفحه اینستاگرامش اگر چه در ابتدا اشاره ای دورافتاده با حقیقت داشت، اما آغاز گشایش در این باب بود. این زن فیلمساز در ابتدای یادداشت خود نوشت: «در زمان و مکان جالبی زندگی می کنیم فیلم سینمایی کاناپه آخرین ساخته ی کیانوش عیاری به بخش مسابقه راه پیدا نکرد به دلیل شباهت به اثار تلویزیونی… خنده دار است کیانوش عیاری معنی سینماست و اثارش همه مورد تمجید و تایید بزرگان سینما بوده وقتی سینمای ایران در ملودرام های تهوع اور غوطه میخورد عیاری با انسوی اتش در جشنواره های معتبر دنیا میگشت...» اما در نهایت عرفی نژاد به سراغ اصل مطلب رفت و نوشت: « دلیل رد فیلم همان استفاده از پوستیژ بر سر بازیگران زن فیلم است که در صحنه های داخلی و مقابل محارم روسری بر سر ندارند بازیگران شجاعی که موی خود را از ته تراشیده اند و کلاه گیس بر سر گذاشته اند...» اما این زنان شجاع دل و این فیلمساز زنی که خود را شاگرد عیاری می داند و می نویسد: « استاد من سر تعظیم در مقابل شهامت و سادگیت فرود میاورم» از چه سخن می گویند؟! آیا نقش کلاه گیس در ارتقای آثار هنری و در مسیر سینمای ایران این همه دارای اهمیت است که چنین شجاع دلانی ساخته است؟!

«کلاه گیس» از دوران باستان با استفاده از الیاف گیاهی توسط مصری ها جهت در امان بودن از شرایط نامساعد جوی و گرمای بیش از اندازه هوا و جلوگیری از شیوع شپش، اختراع و مورد بهره برداری قرار گرفت! اما بعدها استفاده هایی متفاوت چون جلوگیری از نمایش کم مویی برخی افراد و یا رسیدن به زیبایی نزد افراد ظاهر پسند در مجالس اعیانی و در نهایت هرگونه مجلس اهل بزمی شد. ادامه ردپای «کلاه گیس» در عرصه هنر هم دیده شد زمانی که برخی آثار تئاتری برای نمایش شخصیت نمایشنامه های خارجی از کلاه گیس استفاده کردند و این مساله در سال های اخیر در آثار نمایشی کاربرد بسیار افراطی به خود گرفته و بسیاری از آثار چنان در آرایش چهره بازیگران و استفاده از کلاه گیس و پوشش بازیگران زن به شکل لجام گسیخته ای عمل کردند که حواشی را به دنبال داشت. استفاده از «گلاه گیس» و نامناسب بودن لباس و آرایش بازیگران زن به شکل تحریک آمیز در سال های اخیر در آثاری چون «پینوکیا» به کارگردانی شهره سلطانی، «رویای یک شب نیمه تابستان» به کارگردانی مصطفی کوشکی، «فهرست» به کارگردانی رضا ثروتی، «سقراط» از حمیدرضا نعیمی و «داستان یک عذرخواهی از آقای امانوئل» به کارگردانی امیدرضا سپهری به شکل زننده ای به کار رفت و حتی منجر به توقیف نمایش «پینوکیا» شد. در این آثار شکل و نحوه پوشش بازیگران زن به بهانه وجود موهای مصنوعی به شکلی کاملا مغایر با هویت آثار هنری و نگاه اصیل مردمان ایران بوده و در واقع «کلاه گیس» بهانه ای برای دور زدن منع بی حجابی در آثار قانونی هنری شده است. البته شرایط امروز تئاتر کشور چنان است که گویی عبور از خط قرمزها حتی از مرحله موهای مصنوعی هم گذشته و به شکل آزادانه و بدون هرگونه نظارتی در بسیاری از آثار نمایشی شاهد زلف های بیرون آمده و گیسوان واقعی بازیگران زن هستیم!

اما در سینما هم برای آثاری با موضوعات مرتبط داستانی مانند «آدم برفی» ساخته داود میرباقری که درباره مردی زن نما برای مهاجرت ننگین به خارج از کشور است و در آثار تلویزیونی همچون «یوسف پیامبر» ساخته مرحوم فرج الله سلحشور برای نمایش داستان واقعی «یوسف پیامبر» و نقش شیطانی زلیخا در زندگی این پیامبر راستین از کلاه گیس استفاده شد که کاربردی در راستای موضوع داشت، اما این که چگونه جناب کیانوش عیاری به دور از هرگونه نیاز دراماتیک قصه گویی ناگهان تصمیم می گیرد که بعد از حواشی چند ساله توقیف فیلم «خانه پدری» برای کاراکترهای زن فیلم «کاناپه» به جای روسری از کلاه گیس استفاده کند، مساله ای قابل تامل و نقادی است.
کیانوش عیاری با اعلام آگاهی از عدم انتخاب فیلم برای جشنواره فجر در «كاناپه» برای 6 بازيگر خانم از کلاه گیس استفاده کرد و دلیلش را هم توجه به مولفه های واقع گرایی در سینما دانسته است. اما جدا از حواشی مورد علاقه فیلمساز که به صراحت عنوان می کند «منتظر مسوولان جشنواره است تا از او بپرسند كه چرا بازيگران اين فيلم روسری به سر ندارند؟» این نوع برخورد با مقوله حجاب شرعی و عرفی کشور چه چیزی جدا از توهین به اقشار جامعه و ایجاد جوی برای از بین بردن منزلت و جایگاه حجاب در نزد مردم خواهد داشت! عیاری پا را فراتر گذاشته و عنوان کرده که «ديگر هيچ فيلم سينمايی نمی ‌سازم كه خانم‌ ها در آن روسری به سر داشته باشند چه در خلوت خودشان چه در مقابل محارم اين كار را نخواهم كرد.» این در حالی است که جدا از قانون رعایت حجاب اسلامی در جامعه دینی ایران بنا به حقیقت پایدار اسلام، بیش از 30 سال است که قانون مشخصی برای رعایت پوشش و حجاب در آثار هنری وجود دارد و حتی در صورت عدم پذیرش این مساله در دیدگاه برخی هنرمندان، آن ها جهت رعایت احوال عمومی جامعه و سلامت نهاد خانواده ها ملزم به رعایت و تبعیت از چنین قوانینی هستند.
کیانوش عیاری طبق نقل قول منتقدی سینمایی گفته است که در هنگام ساخت «کاناپه» اشاره داشته که «در روزگار قريب از آبدارچی پروژه هم خجالت می ‌كشيدم كه دارم پرستارهای دهه پنجاه را با مقنعه تصوير می‌ كنم.» اما آیا سازنده فیلم های باشکوهی چون «روز باشکوه» برای عدم رعایت هنجارهای پذیرفته شده حجاب از مردمان مسلمان این دیار خجالت نمی کشد؟!

اضافه کردن دیدگاه جدید