شماره مطلب : 18513
زمان انتشار : 95/11/2 - 16:08 2017/1/21
«تنها راه ممکن» واگویه های کارگردانی است که بیانیه نویسی را با نمایشنامه نویسی اشتباه گرفته است و از طریق مرور خاطرات دوران دهه 60 و 70 شمسی می خواهد نقش مردان جبهه و دوران دفاع مقدس و ارزش های خانواده ایرانی و نگاه مردم معتقد را به سخره بگیرد
گزارش ها و یادداشت های اختصاصی «آوینی فیلم» درباره آثار جشنواره تئاتر فجر

وقتی بیانیه سیاسی جای آثار هنری را می گیرد!/ بی تدبیری مسئولان و جولان انحرافات در جشنواره ای با عنوان «فجر»!/ راه بیراهه آثار نمایشی و زوال جشنواره تئاتر

«تنها راه ممکن» واگویه های کارگردانی است که بیانیه نویسی را با نمایشنامه نویسی اشتباه گرفته است و از طریق مرور خاطرات دوران دهه 60 و 70 شمسی می خواهد نقش مردان جبهه و دوران دفاع مقدس و ارزش های خانواده ایرانی و نگاه مردم معتقد را به سخره بگیرد

گروه فرهنگی «آوینی فیلم»: جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در حالی آغاز شد که در همان روز اول برگزاری شاهد به صحنه رفتن سخیف ترین و مساله دارترین آثار تئاتری بوده ایم، چنان که آثار به نمایش درآمده یا به شکلی مبتذل به رواج روابطی بی بند و بار و انواع رقاصه گی می پرداخت و یا به شکل تعجب برانگیزی به دنبال ارائه نمایه ای دروغین از جایگاه مقتدرانه ایران اسلامی بوده است! در این صفحه و در قالب یادداشت هایی روزانه به نقد آثار به نمایش درآمده در جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر خواهیم پرداخت و با توجه به شرایط ناگواری که در حوزه تئاتر وجود دارد، پرداخت به این مساله می بایست در صدر توجهات قرار بگیرد چرا که با توجه به نادیدگی این حوزه نزد رسانه ها و به خصوص فعالان جبهه فرهنگی انقلاب، به نظر می رسد که تئاتر به عنوان حیات خلوتی نزد برخی افراد زاویه دار با نظام اسلامی ایران تبدیل شده تا از طریق اذهان مشوش خود هر نمایشی را با عنوان جعلی اثری هنری به صحنه آورند!
در بررسی آثار به نمایش درآمده در اولین روز از برگزاری جشنواره تئاتر فجر شاهد جولان انواع نمایش های مبتذل، سیاست زده و دروغین بودیم و این آثار با توجه به عدم نظارت لازم در حوزه تئاتر و خواب زدگی مسئولان فرهنگی ارشاد به راحتی امکان این یافتند تا در جشنواره ای که عنوان «فجر انقلاب اسلامی» را دارد، شرکت جسته و عرض اندام کنند. یادداشت های اختصاصی «آوینی فیلم» را از سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر دنبال کنید.

نمایش «تنها راه ممکن» به نویسندگی و کارگردانی محمد یعقوبی

محمد یعقوبی برای اهالی پیگیر تئاتر به عنوان کارگردانی سیاسی شناخته می شود و کمتر اثری از میان نمایشنامه های یعقوبی را می توان یافت که نگاه و نشانه ای از سیاست ورزی نداشته باشد، اما تازه ترین اثر نمایشی این کارگردان شناخته شده تئاتر یکی از سیاسی ترین آثارش در ضدیت با اندیشه ها و آرمان های انقلاب اسلامی و ملت مومن و معتقد ایران است. «تنها راه ممکن» که ترکیب یافته از نمایش های کوتاه «ناگفته ها»، «اپیدمی خنده»، «پدر»، «جایی دور ازین جا»، «افسانه»، «پژواک»، «منطقه آزاد» و «تنها راه ممکن» است، حدیث نفس کارگردانی است که در آثارش، ایران را مکانی غیر قابل زیست برای نسل بشر دانسته و پیام مهاجرت را از طریق کنایه ها و تعابیری تمسخرآمیز به مخاطبان حواله می دارد. «تنها راه ممکن» علاوه بر زیر سوال بردن امنیت روانی در ایران به سراغ مقولات دینی و مذهبی هم رفته و از طریق کنایه هایی ناپسند به تمسخر آحاد مومن و انقلابی جامعه ایرانی می پردازد و نکته تاسف برانگیز، بی حرمتی به دستاوردهای انقلاب اسلامی در جشنواره ای با عنوان «فجر انقلاب اسلامی» است و مسئولان برگزاری جشنواره به بهای پُرمخاطب بودن آثار یعقوبی اقدام به شرکت اثری در این دوره از جشنواره تئاتر کردند که اصولا در پی زیرسوال بردن انقلاب اسلامی و مردم انقلابی ایران است!
درباره «تنها راه مکن» تحلیل های بسیاری می توان داشت و جدا از کج فهمی های رخ داده نزد نویسنده درباره مباحث ملی و آئینی، باید از فرم گسسته روایت پردازی در کلیت این اثر نمایشی نقد کرد و این که سیاست زدگی موجب شده تا مولفه های درام پردازی نزد کارگردان نادیده گرفته شود. در واقع تنها تمهید به کار رفته توسط یعقوبی در اجرای «تنها راه ممکن»، استفاده از نور چراغ موضعی گوشی همراه توسط راویان بوده که پیش از این بارها در آثار مختلف مورد استفاده قرار گرفته است.
«تنها راه ممکن» که برگرفته از پروژه هنرجویان کارگاه بازیگری «سی و دو حرف» محمد یعقوبی است و توسط 36 نفر از هنرجویان در تالار «باران» به اجرا درآمد، واگویه های کارگردانی است که بیانیه نویسی را با نمایشنامه نویسی اشتباه گرفته است و از طریق مرور خاطرات دوران دهه 60 و 70 شمسی می خواهد نقش مردان جبهه و دوران دفاع مقدس و ارزش های خانواده ایرانی و نگاه مردم معتقد را در قالب نمایشنامه های کوتاه خود و از زبان نویسنده ای به نام «مهران صوفی» به سخره بگیرد. برای نمونه در قسمت «منطقه آزاد» این نمایش شاهد ورود 4 شخصیت امنیتی به یکی از موسسات روانکاوانه هستیم؛ موسسه ای که از طریق مشاوره دکتر راهنمایش می خواهد فضای آزادی را در روح مراجعه کنندگان تزریق کند! و حضور افراد امنیتی که سیمایی آشنا از افراد متدین دارند و نوع مواجهه تمسخرآمیز نویسنده نسبت به این طبقه فکری نشان دهنده مسیر قهقرایی است که «تنها راه ممکن» پیموده است تا در نهایت با زور گیتار و ساز دهنی و جمع خوانی گروه این پیام به تماشاگر منتقل شود که زندگی در ایران ناامیدی محض است و شاید مخاطبان نیز باید همان راهی را بروند که جناب یعقوبی چند سال پیش با سفر به کانادا پیمود!

اضافه کردن دیدگاه جدید