شماره مطلب : 18866
زمان انتشار : 96/1/8 - 12:13 2017/3/28
آوینی فیلم: در پرونده ویژه ای که به مناسبت «روز جهانی تئاتر» تدارک دیده شد، یادداشت های عوامل شناخته شده در حوزه تئاتر را می خوانیم. یادداشت هایی که همراه با انتقادات شدیداللحن برخی از عوامل شناخته شده در حوزه تئاتر کشور نسبت به وضعیت حاکم در این عرصه است!
پرونده ای ویژه برای «روز جهانی تئاتر» همراه با یادداشت هنرمندان این حوزه

گره های کور در تئاتر کشور

آوینی فیلم: در پرونده ویژه ای که به مناسبت «روز جهانی تئاتر» تدارک دیده شد، یادداشت های عوامل شناخته شده در حوزه تئاتر را می خوانیم. یادداشت هایی که همراه با انتقادات شدیداللحن برخی از عوامل شناخته شده در حوزه تئاتر کشور نسبت به وضعیت حاکم در این عرصه است!

 آوینی فیلم: تئاتر؛ ناب ترین لحظه خلق حماسه ی آفرینش است؛ رو در رو با نفس های تک تک نگاه هایی که از صحنه، حسِ بودن می خواهند و رسیدن به ژرفایی از لمسِ احساس زیستن و از این رو این هنر گرانقدر جایگاهی ویژه در میان همه هنرهای زیبا و جان فزا دارد. به گزارش سایت «آینه نیوز»، در پرونده ویژه ای که به مناسبت «روز جهانی تئاتر» تدارک دیده شد، یادداشت های عوامل شناخته شده در حوزه تئاتر را می خوانیم که در ادامه می آید:

ایوب آقاخانی- نویسنده، کارگردان، مدرس و بازیگر تئاتر
گره های کور نورسیده و ناخواسته!
در آغاز سال 1396 روز جهانی هنر ارزشمند تئاتر را در حالی پاس می داریم که یک بار دیگر، یک نفر دیگر با شهرتی زیاد، نگاه ابتدایی و کودکانه و اولیه و پیشاتئاتر به این هنر عمیق و پیچیده داشته و ما باید پیغام این بانوی بزرگوار را -که اتفاقا بازی اش را در «معلم پیانو» و «عشق» بسیار دوست دارم- مدام به عنوان پیغام سال 2017 دست به دست بچرخانیم! ایزابل هوپر هم مثل بسیاری از مدیران فرهنگی کشور ما که هنگام سخنرانی هایشان لو می روند که چقدر نسبت به مقوله ای که تصدی آن را پذیرفته اند، کم اطلاع و ساده اندیشند، بدیهیاتی را در قالب پیام روز جهانی تئاتر سرهم کرده و به خورد جهانیان داده است! البته صحبت را از این جا آغاز کردم تا استفاده ای کنایی بکنم از حال و احوال این پیغام تا حال و احوال تئاتر خودمان که متاسفانه برعکس فکر و ذهن پردازندگان به این هنر و حرفه درگیر بدیهیات است!
دروغ چرا! ما خوشحالیم که از امسال 7 فروردین را روز ملی تئاتر نامیدند. ما خوشحالیم که تئاتر ما هنوز نسبت به سینمای ما سرزنده تر است.(و این ویژگی همیشگی اش بوده است) اما خوشحال نیستیم که وزاریات امان تئاتر را بریده! هنوز درگیر بودجه ایم. هنوز درگیر رسمیت بخشیدن به این حرفه ایم و چقدر ناموفق! هنوز درگیر این هستیم که فلان وزارتخانه و بهمان سازمان اجازه خواهند داد ما بالاخره یک دبیر شایسته و بایسته در حد تئاتر این کشور برای جشنواره ی فجرش داشته باشیم! یا چون همیشه به دلیل مصلحت ها در حد متوسط ها راضی شویم و پایین تر! آیا وزیر ارشاد با معاونش خواهد ساخت که مدیر کل نمایشش پابرجا بماند یا باز با یک خانه تکانی برمی گردیم به سر خط جدید و سطر جدید!
و چشممان روشن به افراد همگرایی که گاه به معاونت یکدیگر یک نگاه و یک سلیقه و یک ادب اجتماعی نامعلوم را مانند گروه های بازاری و تجار هم مسلک در حرفه جا می اندازند و ما می مانیم و حوض مان! و چشممان مان روشن به قارچ های سمی به نام تماشاخانه های خصوصی که هر «زیر پله ای» را با کمک 2 کارشناس از اداره ی کل می کُنند «سالن تئاتر» و اگر نفعش به تئاتر و رونقش می رسید که عالی بود ولی بیشتر –سودجویانه- در تار و مار کردن مخاطبان به سختی گردآمده ی تئاتر-ناخواسته- می کوشند و جز ضرر -در نگاه کلان- هیچ ندارند. و چشممان روشن به مسئولان و دولتی که به بهانه رشد تئاتر خصوصی بخشی از توجهات خود به تئاتر را کور کرده و یا آن را تغییر شکل داده که در هر حال و صورتی به نفع ما نیست و خودشان نمی دانند!
و چشممان روشن به 2017، به 1396، به روز جهانی تئاتر، به روز ملی تئاتر، به بحرانهای ناخواسته ی جدید، به گره های کور نورسیده! به همه چیزهایی که اول به قصد کمک می آیند و بعدتر سرخورده و خسته خود بدل می شوند به گره کور جدید این هنر قدسی و انسان ساز.
خدایا حال ما را در سال جدید به بهترین حالها بگردان.
آمین یا رب العالمین!

ستاره امینیان- نویسنده و کارگردان تئاتر
ساحتی از اندیشه
تئاتر همواره واجد هویتی خاص است که قابل فروکاستن به هیچ ‌یک از پاره‌ های برسازنده‌ اش نیست. در تئاتر شاهد زایش گونه ‌ای از حقیقت ‌ایم که در کالبد ایده خود را نشان داده و به همین سبب می ‌توانیم نمایش را محل تلاقی حقیقت و آزادی به حساب آوریم. درون‌ مایه نهایی این پیشه، از تراژدی‌ های عصر یونان تا تئاتر مدرنیستی، زایش دردناک ولی توام با قسمی بشارت حقیقت بوده است. تراژدی بیان تخاصم و کشاکش تقدیر تاریخی و کنش آزادانه نفس فردی است که همین تنش در ژانرهای دیگر تئاتر البته با پیکربندی گوناگون خود را نشان می ‌دهد و تماشاگران را از جایگاه طبیعی برکنده و به موقعیتی ساخته شده پرتاب می ‌کند. از همین رو، تئاتر نوعی سازماندهی بدن‌ها و زبان‌ها به منظور گام نهادن در اقلیم تفکر است: تئاتر چیزی نیست مگر ساحتی از اندیشه و غور در تاریخ و جهان.
اندیشه در هر قالبی، برای بقا محتاج به عوامل بیرون از خود است و به تنهایی قادر به صیانت از مرز و بوم خویش نیست. تئاتر هم بر همین سیاق تا هنگامی توان سر پا ایستادن دارد که فضای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی سالمی در کار باشد. امروزه شوربختانه چترهای حمایتی این هنر یک به یک بسته می ‌شوند. لاغر شدن بدنه اصلی و فرهیخته تئاتر علاوه بر خشک شدن ریشه‌های تاریخی، سبب رخنه قسمی ابتذال خواهد شد که می‌ تواند بالکل تئاتر را به سرزمینی لم ‌یزرع بدل سازد. چنانچه تئاتر را بر طبق قسمی فکر کردن قلمداد کنیم آن ‌گاه احتیاج‌ های بنیادین آن را درخواهیم یافت و به طور بسیار بهینه ‌تری می ‌توانیم پیکر زخمین آن را تیمار و درمان سازیم. روز تئاتر هنگامی معنا خواهد یافت که نگاهی آسیب‌ شناسانه به تئاتر، آنهم در دیار خودمان، بکنیم که چه ‌بسا بتوانیم تحفه ‌ای گران ‌سنگ را به آیندگان تحویل دهیم.

کیومرث مرادی- نویسنده و مدرس و کارگردان تئاتر
نمایش هنر انسان بودن
هر سال روز تئاتر می آید، روزی که سال هاست هست و خواهد بود. روزی که به ما یادآوری می کند که نمایش هنر انسان بودن است، انسان زیستن و انسان را با همه کم و کاستش نمایش دادن. روزی که یادآوری می کند هنر نمایش هنری برای یک جریان خاص و یا یک تفکر خاص نیست. هنری است با همه گونه گونی اش؛ متفاوت بودنش. که همین تفاوت است که هنر را برای مخاطبانش ارزشمند؛ متمایز و بی بدیل می کند. روزی که به همه ما یادآوری می کند که تئاتر هنوز هنر اندیشه است. هنر فکر کردن و درست زیستن.
روز تئاتر؛ روز فکر و اندیشه خلاق را هزار باره به ما یادآوری می کند.

 

اضافه کردن دیدگاه جدید