شماره مطلب : 18889
زمان انتشار : 96/1/14 - 18:50 2017/4/3
آوینی فیلم- فیلم‌ساز بر اساس داده‌های نه‌چندان شفاف و مستندی از دوران کودکی‌اش، خانه‌ای با تعداد فراوانی از شخصیت‌هایی که لاجرم با یکدیگر نسبت خانوادگی دارند به نمایش درمی‌ آوردتا مثلاً به‌عنوان یک ماکت کوچک از جامعه، دستش برای بیان افکار و عقایدش باز بماند!
نقد فیلم «آباجان» ساخته هاتف علیمردانی

خونه مادربزرگه!

آوینی فیلم- فیلم‌ساز بر اساس داده‌های نه‌چندان شفاف و مستندی از دوران کودکی‌اش، خانه‌ای با تعداد فراوانی از شخصیت‌هایی که لاجرم با یکدیگر نسبت خانوادگی دارند به نمایش درمی‌ آوردتا مثلاً به‌عنوان یک ماکت کوچک از جامعه، دستش برای بیان افکار و عقایدش باز بماند!

هاتف علیمردانی را می‌توان یکی از پرکارترین فیلم‌سازان دهه‌ اخیر سینمای ایران دانست. فیلم‌سازی که از سال 90 تا کنون سنت سالی یک فیلم خود را ترک نکرده که حاصل این فیلم‌های هرساله، معدود آثار متوسطی همچون «کوچه‌ بی‌نام» و چندین اثر ضعیف همانند «هفت‌ماهگی»، «به خاطر پونه» و این آخرین اثر وی یعنی «آباجان» است. تلاش برای بیان یک خلاصه‌ داستان از آخرین اثر علیمردانی کاری سخت و دشوار است زیرا فیلم به معنای واقعی کلمه قصه‌ خاصی ندارد و تنها تلاشش بر آن است که یک روایت اجتماعی از جامعه‌ای در میانه‌های دهه‌ شصت در یک شهرستان (زنجان) باشد. به همین منظور فیلم‌ساز بر اساس داده‌های نه‌چندان شفاف و مستندی از دوران کودکی‌اش که در همین دوران سعی نموده که روایت شخصی‌اش را از حال و اوضاع مردم آن زمان به تصویر بکشد. برای تحقق چنین امری در فیلم، خانه‌ای با تعداد فراوانی از شخصیت‌هایی که لاجرم با یکدیگر نسبت خانوادگی دارند به نمایش درمی‌آید تا مثلاً به‌عنوان یک ماکت کوچک از جامعه، دست فیلم‌ساز را برای بیان افکار و عقایدش باز بگذارد؛ اما چون دغدغه‌ فیلم‌ساز نه نمایش صحیح آن دوران است و نه داستان زندگی شخصیت‌های اثر؛ درنتیجه تنها اتفاق صورت گرفته در فیلم، گشوده شدن باب قصه‌ای بی‌دروپیکر از یک‌مشت آدم با دنیاهای کاملاً متفاوت است که نه شباهتی به یک خانواده دارند و نه سازنده‌ اثر تلاش آن‌چنانی برای نمایش دقیق نسبت آنان با یکدیگر می‌کند. در این میان تنها شخصیتی که قرار است به‌عنوان مرکز ثقل ماجراهای فیلم عمل کرده و نقطه‌ اتصالی میان شخصیت‌ها باشد زنی سالخورده به نام «آباجان» است که آن‌هم بیش از آنکه نقش محوری برای پیشبرد قصه‌ فیلم داشته باشد، نقش اساسی در تعیین نامی برای فیلم ایفا کرده است. به‌ طور خلاصه اینکه داستان «آباجان» درباره‌ یک مادر رزمنده، یک معلم دیکتاتورمآب معتاد، یک کفترباز لاابالی، یک جوان ضدحکومت، یک دختر متجدد و چندین شخصیت ریزودرشت دیگر است. قصه‌ای از همه‌چیز و هیچ‌چیز! اما تجمع این افراد با علایق و سلایق مختلف در یک محیط کوچکِ به‌اصطلاح خانواده مطمئناً اتفاقی نبوده و فیلم‌ساز با تفکر فراوان تلاش کرده از هر قشری که به ذهنش رسیده، نماینده‌ای در خانواده بگنجاند تا به این طریق بتواند برداشت‌های شخصی و پیام‌های مدنظرش را به گوش مخاطبان برساند. در این میان نیز فیلم‌ساز در بیان حرف‌هایش قاعده‌ یکی به نعل یکی به میخ را هم به‌خوبی رعایت کرده تا خدای‌ناکرده برداشت ناجوری از فیلمش نشده و در اکران مشکلی گریبان­گیر آن نشود. اگر به‌طور خلاصه و با همان فرض نمادین بودن خانه‌ به نمایش درآمده در فیلم، به بررسی شخصیت‌های «آباجان» بپردازیم با پدری مواجه می‌شویم که به‌عنوان رهبر خانواده ازپاافتاده و با جادوجنبل و مخدرخواری به ادامه‌ حیات نه‌چندان مؤثرش مشغول است، مادری که به‌عنوان مام میهن چشم‌انتظار بازگشت فرزند خلفی است که برای دفاع از آب‌وخاک به جبهه رفته است و صدالبته به تجدد و اعتراضات دیگر فرزندان با نگاهی روشنفکرانه و بدون اعتراض می‌نگرد و فرزندانی که یکی از آنان ریاکار است و دورو و متحجر، دیگری لاابالی است و معتاد و بیکاره، دیگری معترض و مخالف اصول و آن‌یکی دیگر متجدد و به دنبال آزادی... و همه‌ی این‌ها در شرایطی است که هنوز جنگ به پایان خود نرسیده و باید فضای روحانی دوران دفاع مقدس بر جامعه حاکم باشد که در این اثر خبری از آن نیست!
فارغ از مفاهیم و نشانه‌هایی که فیلم‌ساز سعی کرده در اثر خود بگنجاند، داستان «آباجان» به سبک سریال‌های عامه‌پسند پر است از خرده بحران‌هایی که یکی پس از دیگری ایجاد شده و سپس یا به طرز معجزه‌آسایی حل‌ شده و یا کلاً به حال خویش رها می‌گردند، بدون اینکه یک خط داستان اصلی برای اثر تعریف ‌شده باشد. البته ممکن است فیلم‌ساز ادعا کند که خط اصلی داستانش، انتظار آباجان برای فرزندش است اما چنین ادعایی زمانی پذیرفته است که همانند فیلم «شیار 143» در سرتاسر فیلم شخصیت‌ها و به‌تبع آن مخاطب فیلم با چنین مسئله‌ای دست به گریبان باشند اما در «آباجان» این موضوع تنها در حد اشاره‌های گاه‌وبیگاه و درنهایت یک سکانس با بازی اغراق­شده فاطمه معتمدآریا، نقش دیگری نداشته و در اکثر دقایق فیلم در حاشیه‌ دیگر خرده پیرنگ‌ها و خرده بحران‌ها قرار می‌گیرد. اما «آباجان» درمجموع اثری کاملاً یکدست است! به این معنا که اگر سوژه‌های اثر همگی تکراری‌اند و فیلم‌نامه‌ اثر خوب نیست در کنار آن کارگردانی هم ضعیف است، فیلم‌برداری هم سردرگم است، بازی‌ها هم ‌تخت و بدون فرازوفرود است و درمجموع اینکه فیلم به‌طور کاملاً همسان و یکدست هیچ نقطه‌ قوتی ندارد که بتواند به آن ببالد! شاید از «آباجان» تنها بازی فاطمه معتمدآریا پتانسیل ماندگاری در اذهان را داشته که آن‌هم به لطف شخصیت‌پردازی ضعیف و رفتارهای ناهمگون و بعضاً غیرمنطقی این شخصیت، تبدیل به تلاشی نافرجام شده است.
درنهایت این‌که «آباجان» به ادعای سازنده‌اش قرار است روایت کننده‌ زندگی اجتماعی مردم در اواسط دهه‌ شصت باشد. جایی که جنگ تحمیلی به خود حالت فرسایشی گرفته و تأثیرات آن بر روی جامعه مشهود است و آنچه در «آباجان» قرار بوده به‌عنوان نقطه‌ اتصال و نخ تسبیح ماجراها عمل کند شخصیت آباجان با بازی فاطمه معتمدآریا است. زنی رنج‌دیده که فرزندش در جنگ مفقودالاثر شده و با وجود تأکید همگان بر شهادتش او این موضوع را باور ندارد؛ اما مشکل اینجاست که چون دغدغه‌ فیلم‌ساز برخلاف فیلمی همچون «شیار 143»، چشم‌انتظاری یک مادر برای فرزندش نیست، درنتیجه این پیرنگ اصلی در عمده‌ زمان فیلم در حاشیه قرار می‌گیرد و خرده­داستان‌هایی همچون دختر و پسری عاشق که با هم فرار می‌کنند، پدری مریض که دو همسرش با یکدیگر همچون خواهرند، کودکی که تریاک می‌خورد، اعلامیه‌های سیاسی که از درون بساط داماد کفترباز خانواده سر درمی‌آورند و... همه و همه در لحظاتی از فیلم به مسئله‌ اصلی فیلم‌ساز بدل می‌شوند. به‌جز این‌ها می‌توان رگه‌های عمیق تکرار از آثار پیشین کارگردان را نیز در این آخرین اثر وی مشاهده کرد. در پایان نیز با یافته شدن فرزند آباجان در میان اسرا، معلم دیکتاتور صفت ریاکار معتادی که داعیه‌ انقلاب و جنگ دارد به‌عنوان تنها شخصیت کاملاً منفی فیلم، فردی دروغ‌گو معرفی ‌شده که در بمباران هوایی مدرسه کشته می‌شود!

منبع: سایت «آینه نیوز»

اضافه کردن دیدگاه جدید