شماره مطلب : 18950
زمان انتشار : 96/1/20 - 15:19 2017/4/9
حسن روح الامین: مرتضی آوینی همه نوع شرایطی را تجربه کرده و بعد به سراغ هنر انقلابی آمده است. این آدم آبدیده است و در مسیر جهاد و شهادت تلاش کرده و مسیرها را پیموده و راهی را که فکر می کرد مناسب تر است با آگاهی پذیرفته است.
گفت و گو با حسن روح‌الامین، نقاش و کاندیدای چهره سال هنر انقلاب

شهید آوینی با حضور امام خمینی(ره) منقلب شد

حسن روح الامین: مرتضی آوینی همه نوع شرایطی را تجربه کرده و بعد به سراغ هنر انقلابی آمده است. این آدم آبدیده است و در مسیر جهاد و شهادت تلاش کرده و مسیرها را پیموده و راهی را که فکر می کرد مناسب تر است با آگاهی پذیرفته است.

نقاشی، لمس کردن روح آدمیان است و به تصویردرآوردن اندیشه. و حسن روح الامین هم دغدغه های معنایی را در بستر واقعه عاشورا و نیز پدیده انقلاب اسلامی به نقش درمی آورد. روضه خوانی تصویری روح الامین او را جزو کاندیدای چهره سال هنر انقلاب در سال 95 قرار داده است. در گفت و گوی پیش رو به شکلی صریح با حسن روح الامین درباره جشن هنر انقلاب و جایگاهش در مسیر فعالیت هنرمند انقلابی پرسش به عمل آوردم و نقاش بی ریا و جوان جنوب شهری درباره هنرمندان انقلابی همچون حاتمی کیا و مجیدی بی پرده سخن گفت که خواندنش می تواند جالب باشد.

آقای روح الامین ضمن تبریک از این که جزو کاندیدای چهره برتر هنر انقلاب اسلامی قرار گرفتید؛ چه نگرشی درباره این جشن و این نامزدی دارید؟

من می خواهم از شما سوال کنم که واقعا برای بنده و امثال من با این نامزدی چه اتفاقی خواهد افتاد؟!
ضمن این که می تواند موجب دیده شدن و تجلیل از هنرمندان کارآمدی چون شما باشد. من این پرسش را از شما دارم که این بزرگداشت در نگاه کلان چه تاثیری در پیشبرد مسیر آثار انقلابی به جای خواهد گذاشت؟

خب حتما جنبه تبلیغاتی خواهد داشت تا برخی ها بگویند ما هوای هنرمندان را داریم! اما برای بنده و افرادی مانند من که همیشه با مشکلاتی برای انجام فعالیت هایمان مواجه هستیم چندان توفیقی نخواهد داشت. البته خیلی دلم می خواهد که از بزرگترهای من در این رشته تجلیل شود.

منظورتان این است که جایزه باید به اهالی تجسمی همچون آقای شجاعی طباطبایی تعلق بگیرد؟

ببینید، من از سال 88 خیلی جدی کارم را شروع کردم. البته قبل از آن دوره های آموزشی و آماتور را هم گذرانده بودم. اما امثال آقایان شجاعی طباطبایی سال ها است که در حوزه تجسمی و در زمینه هنر متعهدانه کار می کنند. البته دوستان لطف کردند و من را هم کنار بزرگانی مانند آقایان حاتمی کیا و شجاعی طباطبایی قرار دادند و همین که صندلی ام کنار آن ها باشد، باعث افتخارم است. همه کاندیدای جشن هنر انقلاب اسلامی افراد بزرگ و پیشکسوتی هستند و به جز بنده و آقای مهدویان همه سال ها است که دارند زحمت می کشند.

اگر شما بخواهید از میان هنرمندان انقلابی و متعهد سال 95 تنها یک نفر را برگزینید، چه کسی خواهد بود؟

من فکر می کنم که واقعا انتخاب یک نفر از میان 7 کاندیدا هم کار سختی است و هم این که غیرمنطقی است که از میان سینماگران و اهالی ادبیات و تجسمی بخواهیم داوری کرده و یک نفر را انتخاب کنیم. مثلا شما تصور کنید که در یک انتخاب ورزشی بخواهید میان ورزشکاران فوتبالیست و والیبالیست و شطرنج باز و قایقران یک نفر را انتخاب کنید. این ها با هم قابل قیاس نیستند اصلا!

آن چه پیدا است معیار انتخاب این 7 نفر بیشتر به لحاظ محتوایی بوده است تا مقایسه فرمی میان آثاری که خلق کرده اند. اما شما پیشنهاد می کنید که بهتر است در هر شاخه هنری یک نفر برگزیده شود تا حق مطلب ادا شود؟

بله، هر رشته ای باید به طور مجزا مورد سنجش قرار بگیرد. واقعا درست نیست که مثلا من با آقای مهدویان مقایسه شوم و سینما و نقاشی نمی تواند در یک ترازو قرار بگیرد. اگر نظر برگزارکنندگان این است که گفتمان انقلاب اسلامی که مدنظر امام خمینی(ره) به عنوان معیار هنر انقلاب بوده را مورد توجه قرار بدهیم خوب است و به نظرم افرادی هستند که سال ها در جهت دغدغه های انقلاب اسلامی دارند خیلی گمنام تلاش می کنند. در پاسخ به سوال شما درباره انتخاب یک نفر از میان این 7 نفر می توانم به آقای شجاعی طباطبایی اشاره کنم که اگر من داور بودم حتما ایشان را به عنوان هنرمند انقلابی سال  انتخاب می کردم چون می دانم چه تلاش هایی در سال های مختلف انجام دادند.

در واقع تلاش های ایشان بیشتر از این که از سوی ارگان و نهادی شکل گرفته باشد، به سفارش دلشان صورت گرفت و این می تواند نقطه تفکیک هنرمندان این جبهه باشد!

بله، آقای شجاعی طباطبایی با تمام فراز و نشیب ها به کارش ادامه داد و دنبال تشویق و پول و حمایتی هم نبود. من این جا از ایشان مطلبی می خواهم نقل کنم که شاید اگر بشنوند خوششان نیاید که چرا رسانه ای کردم. اما لازم است به اتفاقی اشاره کنم که بعد از فتنه 88 برای آقای شجاعی پیش آمد و جمعی از کاریکاتوریست ها که حتی شاگرد ایشان بودند به دلیل فعالیت های آقای شجاعی وی را تحریم کردند و گفتند که شما طرفدار همان حکومتی هستید که تقلب کرده و مردم را کشته و از این حرف های نامناسب به کار بردند! اما آقای شجاعی طباطبایی بی تفاوت از این تهمت ها به کار خود ادامه داد. ایشان با هزینه کاملا شخصی از طریق اینترنت خود به شکل شبانه روزی با هنرمندان کشورهای مختلف ارتباط گرفت و دعوت نامه جشنواره کاریکاتور را با موضوعی هدفمند و موثر فرستاد و جشنواره را با همت خود برگزار کرد، آن هم در سال 88 که غربت انقلاب اسلامی به تعبیر آقا است و البته اولین غریب هنر انقلابی هم آقای شجاعی طباطبایی بود. ایشان در این راه مریض شد و سکته کرد اما کوتاه نیامد.

پس ایشان دشمنی برخی ها را به جان خرید اما به راهی که باور داشت ادامه داد و از این نظر به تعبیر شما اطلاق هنرمند واقعی انقلاب برازنده امثال ایشان است تا آن هایی که همیشه ادعای این لقب را دارند اما اگر بودجه لازم فراهم نشود راهی دیگر را می پیمایند! به نظرتان چگونه می شود که امثال شجاعی طباطبایی بیشتر شود؟

ببینید، چگونه می شود امثال احمد کاظمی، حاج حسین خرازی، همت و باکری و این گونه افراد زیاد شوند؟ اگر این مردان وارد هنر هم می شدند همین راهی را می رفتند که امثال آقای شجاعی طباطبایی دنبال می کنند چون آرمان داشتند و هدفشان مشخص و واقعی بود. این افراد دنبال اندیشه انقلاب اسلامی هستند که سرورش امام حسین(ع) است و ریشه در عاشورا دارد. باید در این راه کار کرد و دغدغه داشت و حتی کاری کرد که خیلی های دیگر هم به جای طردشدن، جذب شوند؛ همان کاری که آقای شجاعی با افراد منتقدش کرد. پس آقایانی که در سازمان ها و نهادهایی مانند سازمان تبلیغات اسلامی و اوج و حوزه هنری هستند باید کاری کنند که بقیه هنرمندان هم علاقمند به فعالیت درباره انقلاب اسلامی شوند.

چندی است که همین رویه در حال رخ دادن است و البته این جذب حداکثری در هنر منتقدانی هم داشته است!

ما باید اندیشه هنر انقلابی را گسترش دهیم. باید دیگران جذب حقایق شوند و همه چیز تنها در یک گروه محدود خلاصه نشود. اصلا خود من شاید آدم ضعیفی باشم و مشخص نباشد که فردا در چه مسیری کار خواهم کرد! پس باید به همه فرصت فعالیت داد و به امثال آقای شجاعی طباطبایی که عمری در مسیر هنر انقلابی زحمت کشیدند بیشتر توجه کرد. همانند ایشان کم پیدا می شود. آقای حاتمی کیا هم زحمت کشیده اما حقیقت این است که جاهایی تغییر مسیر داده و گاهی به سمت باقالی ها رفته است! اما آقای شجاعی طباطبایی بدون چشمداشت در یک مسیر مشخص فداکاری کرده و حداقل نگذاشته در زمینه تجسمی به بن بست بخوریم.

این ابراز عقیده تان بدون هرگونه تعصب در زمینه تجسمی و قیاس قرار دادن با سینماگران است؟!

اصلا متعصبانه نمی گویم و به دلیل این که از من خواستید با صراحت صحبت کنیم، نظرم را گفتم. ببینید یک چیزی به شما بگویم که باید از امثال آقایان مجید مجیدی مراقبت شود که زمین نخورند و راهشان تغییر پیدا نکند! ایشان گاهی قهر می کند و واقعا اگر توجه و مراقبت آقا نبود با سر به چاه می افتاد! اما امثال شجاعی حتی در این مسیر زجر بکشد باز هم به راهش ادامه می دهد.

در میان دیگر افرادی که کاندیدا شدند چه نظری دارید؟ مثلا ادبیات داستانی را پیگیری می کنید و از نویسنده خاصی می توانید نام ببرید؟

متاسفانه زیاد ادبیات را دنبال نمی کنم اما از میان افرادی که کاندیدا شدند آقای بایرامی را خیلی دوست دارم و قبولش دارم و می دانم در زمینه ادبیات خیلی تلاش می کند.

آثار سینمایی آقای مهدویان را چگونه می بینید؟

هر 2 فیلم آقای مهدویان را دیدم و کارش را خیلی دوست دارم منتهی ایرادی که به ایشان دارم این است که تمام آن چیزی که ارائه می شود، فرم نیست و محتوا هم اهمیت دارد. آقای مهدویان فرم سینمایی را عالی اجرا می کند اما ما مهدویانی را می خواهیم که محتوای غنی هم در آثارش وجود داشته باشد. البته این ایرادی است که برخی ها به کار من هم می گیرند چون وقتی هنرمندی جوان است خیلی شیفته فرم و تکنیک می شود و می خواهد خودش را اثبات کند و بگوید خیلی خاص هستم اما وقتی پخته تر شود مسائل مهم تری به وجود می آید.

البته معنای «هنر» بودنِ هر اثری تنها در فرم می گنجد که این جا فرصتی برای بحثش نیست. شما به عنوان یکی از موثرترین فعالان هنر انقلابی فکر می کنید برای این که هنرمندی در چارچوب انقلاب اسلامی حرکت کند، باید چه راهی را بپیماید؟

هر جریانی باید رهبر و تئوریسنی داشته باشد. مهم ترین عاملی که می تواند در تفکر و مسیر هنرمند انقلابی موثر باشد، توسل به ائمه اطهار(ع) و خاندان اهل بیت است که راهبر ما هستند و توجه به مفسران و عالمان دینی و به خصوص رهبر معظم انقلاب اسلامی هم باید در نظر گرفته شود. در هر کاری رهبری وجود دارد همان گونه که برای هر بیماری تنها یک پزشک متخصص می تواند کمک کند. من نمی خواهم از برخی الفاظ مانند ولایت مداری که برخی ها از آن سوء استفاده کردند در گفته هایم اشاره کنم و به طور کلی می گویم باید از گفته های بزرگانمان استفاده کنیم. متاسفانه برخی ها نمی توانند گفته های عمیق رهبری را به درستی درک کنند و حتی به شکلی سطحی درباره برخی مسائل برخورد می کنند که حتی آقا آن روش را نمی پسندد. من می گویم باید به شکل عمیق به گفته های بزرگان توجه کرد و مطمئن باشیم که هر کس از آب زلال چشمه بخورد سالم خواهد ماند.

تاکنون از میان هنرمندان کسی را الگو قرار داده اید؟

حقیقتش در میان هنرمندان شخص خاصی نبوده است و در زمینه های دیگری است.

می تواند مناسب باشد اگر نامی از آن ها ببرید!

متاسفانه برخی ها به شکلی برخورد می کنند که آدم می ترسد نامی ببرد. مثلا بگویم آقای شهید بهشتی الگویم می باشد فردا من را بازخواست می کنند که چرا فلان کارت با ایشان نمی خواند! می دانید چه می گویم؟!

با توجه به این که به روز شهادت سیدمرتضی آوینی نزدیک می شویم و ایشان می تواند شاخص و معیار یک هنرمند انقلابی آگاه و حقیقی باشد، دیدگاهتان درباره مسیرش چیست؟

من شهید آوینی و تفکراتش را خیلی دوست دارم. برخی از گفته ها و نوشته هایش را به دلیل این که سوادم به آن حد نمی رسد واقعا نمی توانم بفهمم چون خیلی عمیق است. البته متاسفانه برخی ها نخواستند تصویر واقعی شهید آوینی برای همه مشخص شود. در صورتی که ایشان قبل از انقلاب یک دانشجوی هنر بود و نقاشی هم می کرد و بعد از انقلاب با حضور امام خمینی(ره) منقلب می شود و راهش را پیدا می کند و چنان انسانی می شود که به مقام شهادت می رسد. اما برخی می خواهند عقبه ایشان را پاک کنند و یک آدم دیگری از او بسازند.

در صورتی که تمامیت یک انسان و شعله ور شدنش در مسیر پیمایش است که زیبا و پذیرفتنی اش می کند!

آفرین! مرتضی آوینی همه نوع شرایطی را تجربه کرده و بعد به سراغ هنر انقلابی آمده است. این آدم آبدیده است و در مسیر جهاد و شهادت تلاش کرده و مسیرها را پیموده و راهی را که فکر می کرد مناسب تر است با آگاهی پذیرفته است اما بعضی نمی خواهند چهره واقعی افراد مشخص شود. به نظرم شهید آوینی هنرمند جسور و عصیانگری بوده است.

فکر می کنید بهترین اثری که در سال 1395 شکل دادید و در وجودتان به عنوان مهم ترین فعالیت در این سال انتخاب می شود، چیست؟

بهترین کارم آن چیزی است که تمام توانم را برایش خرج کرده باشم و اگر خدا از من سوال کند که چرا کامل کار نکردی، بگویم واقعا در توانم نبوده است. نمی خواهم باز به اثر خاصی اشاره کنم که تبعاتی داشته باشد اما این را می توانم بگویم که برای همه آثارم تلاش خود را به کار بردم و اگر کامل نبوده به دلیل این است که توانم بیش از این نبوده است.

 

منبع: سایت خبری تحلیلی «آینه نیوز»

اضافه کردن دیدگاه جدید