شماره مطلب : 18953
زمان انتشار : 96/1/20 - 15:34 2017/4/9
آوینی فیلم- هنر می تواند پیام رسان فطرت وجودی آدم برای خواب نشسته در سیمای گمراهی باشد و موجب بازشناسی انسان در مسیر توجه شود که نقش بستن هنر در تابلوی روزگار همچون حلول روح می تواند باشد در کالبد زیستن و از همین زاویه است که مرتضی آوینی از هنر متصل به حقیقت به عنوان «معراجی برای وصول به غایت کمالی وجود» نام می برد.
سلامی به شهید عاشق

به پاسداشت نگاهی که جان دارد

آوینی فیلم- هنر می تواند پیام رسان فطرت وجودی آدم برای خواب نشسته در سیمای گمراهی باشد و موجب بازشناسی انسان در مسیر توجه شود که نقش بستن هنر در تابلوی روزگار همچون حلول روح می تواند باشد در کالبد زیستن و از همین زاویه است که مرتضی آوینی از هنر متصل به حقیقت به عنوان «معراجی برای وصول به غایت کمالی وجود» نام می برد.

در سالروز پرواز پرنده ای عاشق چه می توان گفت، جز این که به خجسته گی بخوانیم قرار چنین مرد بیقراری را که بعد از فرسنگ ها ره پیمودن در صحرای فکه به لبخند حقیقت رسید. لبخندی که برای نقش بستن دُر گرانبهایش از عمق زمین تا اوج آسمان را پیمود و در نهایت با نگاهی به بلندای یک سفر شیرین، جهانی شکفته از گل های بهاری را تجسم کرد تا بهاری ترین فصل زندگی اش در بیستمین روز از موسم بهارِ زودگذر رقم بخورد و عالم رازها بجوید که خود گفته بود چنین یافتنی جز به بهای خون کشف نمی شود.
به طور حتم غوطه خوردن در اندیشه های مرتضای راه عشق؛ نَفَسی بسیار می خواهد و نَفسی که به دنبال آینه گی باشد، چرا که بسیاری بوده اند و هستند که در مسیری غفلت زده و یا حتی آگاهانه، راهی جدا از دریچه روشنایی را برای شناخت اندیشه سیدمرتضی آوینی در پیش گرفتند و یا تفسیر شخصی خود را نسبت به مباحث مختلف به نام آقامرتضی ثبت کرده و یا برای رسیدن به مقاصد همیشه دنیوی خود از پیراهن خونین آوینی برای خود لباس جعلی شهادت طلبی دوختند! اما آینه را تنها به آینه گی می توان یافت و باید به دور از هرگونه تفاسیر شخصی برای درک رازهای حقیقت از همان مسیری رفت که آوینی برگزید و این نیاز به دلی منفصل از عقده های خودسرانه و با فاصله از کرسی های قدرت دارد که تنها نوری خوش است که از پشت بام کوی راستی سربر آورد و برای رسیدن به آن باید دست از دامن شعارها کشید و به حرکت درآورد اندیشه و احساس و رازگشایی را در مسیر حقیقت خواهی؛ همان گونه که مرتضی آوینی گفت که « یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی».
اما راهجویان حقیقت و ارادتمندان به یافتن نگاه «آوینی» و هنرمندان کاروان عشق را هرکدام منزل ها باید پیمودن تا به معرفت شهود قلبی دست یابند و هنر می تواند زیباترین و ناب ترین لحظه وصل آدمی به جان حقیقت باشد و این همان مسیری است که آوینی طی کرد. هنری که می تواند پیام رسان فطرت وجودی آدم برای خواب نشسته در سیمای گمراهی باشد و موجب بازشناسی انسان در مسیر توجه شود که نقش بستن هنر در تابلوی روزگار همچون حلول روح می تواند باشد در کالبد زیستن و از همین زاویه است که مرتضی آوینی از هنر متصل به حقیقت به عنوان «معراجی برای وصول به غایت کمالی وجود» نام می برد.
از این منظر باید هنرمندان را پاسداران فطرت الهی دانست که باید برای انجام تکلیف، به تعبیر مرتضای اهل دل روحشان «منزل نزول ملائکه» باشد و «قلب هنرمند باید جلوه گاه حسن و بهاء حضرت حق باشد» و البته «آیینه گی نیز بداند.» و آئین خوبرویان عالم در رسیدن به منزلگاه هنر شکل می گیرد و پله هایی که هرکدامش پایی سرشار از ایمان می طلبد و روحی به زلالی آب هایی که فطرت از آن سرچشمه می گیرد و آدمی در مسیر جستن حقیقت در واقع فطرت خود را می یابد و بازشناسی گوهر انسانیت مهم ترین لوح زرین هنرمندی خواهد بود.
درباره نسبت هنر و انقلاب اسلامی نیز بسیار گفته اند و می نویسند و همچنان ادامه دارد و از تکثیر گفته هایی که بیشتر از کرانه شعارهایی نارس می آید، راهی چنان که باید بازنمی گشاید که اگر معنای هنر را دریافتیم و سخن مرغان حقیقت را دانستیم به مسیر هنری همراستا با دغدغه های اسلام خواهیم رسید و انقلابی که مبنای درخشش از آن یافت. یافتن جوهر انسانیت و ذات هنر و روح دین منظری مشترک دارد، چرا که انسان برخاسته از روح اعلای هنرمندی بی مانند است و زیبایی از نظر دین، جست و جوی هنری سرشار از فطرت است، چنان که مولای رستگاری علی(ع)؛ مقصد پیامبر(ص) را در مسیر این می داند که «پیمان فطرت خداوند را بازپردازی کند.» 

 

منبع: سایت آینه نیوز/مرتضی اسماعیل دوست

اضافه کردن دیدگاه جدید