شماره مطلب : 20222
زمان انتشار : 96/4/28 - 15:13 2017/7/19
آوینی فیلم: «زیر سقف­ دودی» همه‌ چیزش سطحی است. همه شخصیت­ها در سطح تیپ باقی‌ مانده‌اند و مخاطب در هیچ لحظه‌ای از فیلم انگیزه کنش‌های آن‌ها را درک نمی‌کند، البته اگر کنشی وجود داشته باشد. نویسنده از همان ابتدا همه‌چیز را مسلم فرض گرفته است و اصراری ندارد شخصیت‌ها و موقعیت‌ها را برای مخاطبش شرح دهد و نیازی نمی‌بیند که دلیل اختلاف بین بهرام و شیرین و به دنبال آن خیانت بهرام به بدترین شکل ممکن را دراماتیزه کند.
بر بال های سیمرغ9- نقد فیلم «زیر سقف دودی» به کارگردانی پوران درخشنده

دغدغه ای شریف اما فاقد عمق و سطحی!

آوینی فیلم: «زیر سقف­ دودی» همه‌ چیزش سطحی است. همه شخصیت­ها در سطح تیپ باقی‌ مانده‌اند و مخاطب در هیچ لحظه‌ای از فیلم انگیزه کنش‌های آن‌ها را درک نمی‌کند، البته اگر کنشی وجود داشته باشد. نویسنده از همان ابتدا همه‌چیز را مسلم فرض گرفته است و اصراری ندارد شخصیت‌ها و موقعیت‌ها را برای مخاطبش شرح دهد و نیازی نمی‌بیند که دلیل اختلاف بین بهرام و شیرین و به دنبال آن خیانت بهرام به بدترین شکل ممکن را دراماتیزه کند.

امیرحسین منصوری: نوشتن یک خلاصه داستان برای «زیر سقف ­دودی» بسیار سخت و دشوار است زیرا اصلاً چیزی به‌عنوان داستان و قصه در آخرین اثر پوران درخشنده پیدا نمی‌شود. ظاهراً «زیر سقف دودی» در مورد زنی میان‌سال است که از سوی خانواده‌اش، به‌ویژه همسر فراموش‌ شده و تنهایی‌اش او را دچار به اصلاح بحران میان‌سالی کرده است. قصه در حد همین ایده یک‌خطی باقی ‌مانده و به‌جای پرورش یافتن و رشد کردن و بالغ شدن در انبوهی از خرده قصه‌های بی‌ربط و باربط گم می‌شود. کارگردان و نویسنده کارکشته همان اشتباهی را تکرار کرده که پیش‌ازاین در «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» مرتکب شده بود. فیلم‌ساز کماکان مجذوب یک ایده است و برای ساخت فیلمش به همین ایده اکتفا کرده و سایر صحنه‌های فیلم‌نامه‌اش را حول آن چیده است تا درنهایت فرصتی به دست بیاورد و درجایی حرف اصلی فیلمش را به شعاری‌ترین شکل ممکن بزند.

مشکل «زیر سقف دودی» از متن ریشه می‌گیرد. تکلیف فیلم‌نامه با خودش مشخص نیست و نمی‌داند قرار است قصه چه کسی روایت کند. کارگردان اثر یک دنیا مسئله برای گفتن در ذهن داشته ولی آنچه به مخاطب عرضه کرده همه آن‌هاست و هیچ‌کدام از آن‌ها نیست. فیلم برای نمایش دغدغه‌های فیلم‌ساز از کلیشه‌ای‌ترین و دم‌دستی‌ترین موقعیت‌ها و کنش‌ها بهره برده است که فاجعه‌بارترین آن‌ها قصه تکراری و نخ‌نمای مردی میان‌سال است که برای ارضای نیازهایش همسر پیر و ازکارافتاده‌اش را پنهانی با یک زن مدل جدید و به‌روز عوض می‌کند و بی‌هیچ دلیلی در قلبش را به روی زن اول می‌بندد و تمام محبتش را نثار عروسک شیک و پری‌رویی می‌کند که بلاانقطاع قربان صدقه این مرد چاق و بی‌قواره می‌رود و معلوم نیست چرا عاشق همچون آدمی شده است.

«زیر سقف­ دودی» همه‌ چیزش سطحی است. همه شخصیت­ها در سطح تیپ باقی‌ مانده‌اند و مخاطب در هیچ لحظه‌ای از فیلم انگیزه کنش‌های آن‌ها را درک نمی‌کند، البته اگر کنشی وجود داشته باشد. نویسنده از همان ابتدا همه‌چیز را مسلم فرض گرفته است و اصراری ندارد شخصیت‌ها و موقعیت‌ها را برای مخاطبش شرح دهد و نیازی نمی‌بیند که دلیل اختلاف بین بهرام و شیرین و به دنبال آن خیانت بهرام به بدترین شکل ممکن را دراماتیزه کند. گویی این رویداد در قصه نویسنده یک کنش عادی است و چون مخاطب نمونه آن را بسیار دیده پس‌ نیازی به تشریح آن نیست. همچنین فیلم در پرداخت قصه اصلی خود الکن است و برای جبران این نقص به سراغ شاخ و برگ‌های فرعی می‌رود که هیچ کارکردی در قصه ندارند. «زیر سقف­ دودی» پر از شخصیت­های اضافی است و تا پایان مشخص نمی‌شود کارکرد پدر و مادر شیرین، دوست موادفروش آرمان با بچه علیلش، سپهر که سر آرمان کلاه می‌گذارد و حتی نامزد آرمان در قصه چیست و نبود آن‌ها چه مشکلی را در فیلم‌نامه پراشکال اثر ایجاد می‌کند؟ این انبوه پیرنگ­های فرعی بی‌دروپیکر و شخصیت‌های اضافی و شخصیت‌پردازی‌های ناقص، ریتم قصه را کند و مخاطب را از دغدغه‌های درست و انسانی فیلم‌ساز دور کرده است. در پایان هم فیلم‌ساز برای اطمینان از انتقال شعارهایش به روان مخاطب دست به دامن خانم دکتر روانشناسی می‌شود که با چند مونولوگ طولانی سروته قضیه را هم می‌آورد.

«زیر سقف دودی» در مرحله اجرا نیز از آثار قبلی کارگردان فاصله بسیاری دارد که مهم‌ترین آن‌ها بازی‌های بدی است که کارگردان از بازیگران خوبش گرفته است. حس بازی‌ها در مورد بازیگران مطرحی همچون مریلا زارعی و فرهاد اصلانی به دلیل شخصیت‌پردازی ناقص و ریتم کند و کش‌دار به مخاطب منتقل نمی‌شود و در مورد بازیگران جوان‌تر این مشکلات به بی‌تجربگی و عدم کنترل کارگردان بر بازیگران تازه‌کار افزوده می‌شود. قاب‌بندی‌ها بسیار ابتدایی و غیرسینمایی است و به‌طورکلی از نداشتن انسجام و سبک بصری رنج می‌برد. به‌جرات می‌توان گفت که تأثیرگذارترین قابی که در تمام اثر دیده می‌شود فیلم عروسی قدیمی شیرین و بهرام است که از روی نوار بتامکس کپی شده و گذر زمان تصاویر آن را همچون زندگی این زوج مات و مبهم و پر از برفک و پَرش کرده است. نوع نگاه فیلم‌ساز به مسئله طلاق عاطفی و بحران میان‌سالی زنان خانه‌دار، همچون نگاه او به پدیده نوظهوری مثل اینستاگرام و شبکه‌های اجتماعی سطحی و کم‌عمق و فاقد ظرافت است. جای بسی تعجب است که پوران درخشنده نه به‌عنوان یکی از مطرح‌ترین فیلم‌سازان سینمای اجتماعی ایران بلکه حتی به‌عنوان یک زن کم‌وبیش میان‌سال هم نتوانسته مشکلات این قسم از زنان را درک کرده و به تصویر بکشد، کاری که میرکریمی، با وجود زاویه دید مردانه‌اش، در فیلم تحسین‌شده «به همین سادگی» به‌خوبی از عهده آن برآمده است. پوران درخشنده از نسل سینماگران قصه­گوی سینمای ایران است و به نظر می‌رسد نوشتن و ساختن یک فیلم‌نامه مدرن و شخصیت­محور همچون «زیر سقف دودی» برای او همچون تجربه یک جهان ناشناخته باشد که هنوز به قواعد و اصول آن اشراف کاملی ندارد. باید منتظر نشست و دید که این سینماگر شریف و کارکشته و دغدغه ­مند در ادامه تجربیاتش در خلق روایت‌های مدرن به کجا خواهد رسید؟

اضافه کردن دیدگاه جدید