شماره مطلب : 21303
زمان انتشار : 96/7/20 - 12:28 2017/10/12
معرفت شناسی حماسه عاشورا با نگاهی فلسفی در برنامه «چهل چراغ» مطرح شد

کربلا؛ برجسته کردن و تحقق حقیقت ایمان است

ما به واسطه آن معبر معرفتی، جان های پاک و خالص را آگاه می کنیم و می رسانیم به سرچشمه فرات اشک و به این واسطه آن معنا ثابت می شود. در واقع معرفت و حماسه ترکیب می شود و اگر از این سیستم استفاده نشود، عزاداری هایمان تنها در فرم خلاصه شده و تبدیل به کارناوال می شود! در صورتی که باید انسان در این ایام از چنان معرفتی سیراب گردد که در طول سال بیمه شود.

برنامه شب گذشته «چهل چراغ» با حضور «دکتر حسن بلخاری»؛ استاد فلسفه هنر و کارشناس فرهنگی به بحث و نظر پیرامون فلسفه عاشورا اختصاص داشت.
به گزارش ستاد خبری برنامه تلویزیونی «چهل چراغ»، این برنامه چهارشنبه شب میزبان مردی از حوزه فلسفه و کلام بود که جدا از احاطه به فلسفه هنر در بسیاری از پروژه های دینی سینما به عنوان مشاور همکاری کرده است. محمدرضا شهیدی فرد با پرسش از چگونگی رسیدن به دایره معرفت شناسی عاشورا، از کارشناس برنامه درخواست کرد که به ابعاد مختلف احساس و عقل در عزاداری های حسینی بپردازد که «حسن بلخاری» ضمن تمجید از اثربخشی برنامه تلویزیونی «چهل چراغ» در شب های عاشقی با امام حسین(ع)، عنوان داشت: «غایت هر حوزه رسیدن به معرفت است. عبادت هنگامی ارزش پیدا می کند که نسبت به آن معرفت وجود داشته باشد. اما واقعیت مساله این است که در جریان کربلا مساله کاملا عکس است.»
میهمان اهل فلسفه برنامه «چهل چراغ» در توضیح کلام خود گفت: «ما در مغزمان 2 نیمکره راست و چپ داریم. ظرف 50 سال گذشته انسان شناسان و روانشناسان کارهای بسیار برجسته ای برای شناسایی این دو نیمکره انجام دادند و مشخص شد دیالوگی میان این دو نیمکره وجود دارد و این که نیمکره چپ آدمی محل بررسی تحلیل پدیده ها است. به عبارتی نیمکره چپ، کار تحلیل امور را انجام می دهد و از طرفی نیمکره راست کار ترکیب امور را صورت می دهد. جهان بشری زمانی به تکامل می رسد که بتواند میان این دو نیمکره ارتباط برقرار کند و تجزیه ای که علم ایجاد می کند و ارتباطات را قطع می کند، قوه ترکیبی بتواند مجددا یک جای دیگر آن را وصل کند و آن وقت است که همه ابعاد زندگی انسان با هم ارتباط برقرار می کند و رشد یک مساله منجر به بحران مساله ای دیگر نمی شود. من می خواهم بگویم اگر در جریان کربلا به صرف وجه معرفتی نگاه کنیم، لطمه می خوریم. از طرفی اگر عاطفه محور هم باشیم، لطمه می خوریم، پس باید معرفت را معبر رسیدن به عاطفه و احساس قرار دهیم.»
دکتر حسن بلخاری در تکمیل گفته هایش در خصوص ارتباط میان شور و شعور در عزاداری های حسینی، گفت: «واقعیت این است که ما به هر دو نیاز داریم. ما به واسطه آن معبر معرفتی، جان های پاک و خالص را آگاه می کنیم و می رسانیم به سرچشمه فرات اشک و به این واسطه آن معنا ثابت می شود. در واقع معرفت و حماسه ترکیب می شود و اگر از این سیستم استفاده نشود، عزاداری هایمان تنها در فرم خلاصه شده و تبدیل به کارناوال می شود! در صورتی که باید انسان در این ایام از چنان معرفتی سیراب گردد که در طول سال بیمه شود.»
محمدرضا شهیدی فرد از متر و معیار چگونگی دست یابی به معرفت عاشورا پرسید که میهمان برنامه «چهل چراغ» با نگاهی فلسفی پاسخ داد: «شما عقل را استفاده می کنید تا به ایمان برسید. کربلا؛ برجسته کردن و تحقق حقیقت ایمان است. آن جا است که متوجه جمله ای می شوید که می گوید: «اگر دین ندارید آزاده باشید.» جمله ای که مخاطبش را انسان قرار می دهد و برمی گرداند به آن فطرت اصیل. من در هند به سراغ جمله ای رفتم که گاندی گفت اگر می خواهید هند را نجات دهید، ببینید «حسین» در کربلا چه کرد و دیدم که حقیقت دارد.»
این کارشناس دینی و فرهنگی در ادامه عنوان داشت: «برای ماندگارکردن درک عاشورا نیاز داریم تا از معبر معرفت بگذریم و یک جریان حماسی تولید کنیم. کل جریان کربلا، حماسه است. مداحی باید پاسبان وجه حماسی باشد و روحانی باید پاسبان مسیر عقلانی گردد. هیچ کدام نمی تواند جای دیگری را بگیرد و باید این ها در کنار هم باشند. منتهی در قلمروی شور و هیجان امکان لغزش وجود دارد چون همچون شمشیر دو لبه است و می تواند علیه خود هم به کار رود. اگر در مداحی دو ساحت فرم و محتوا شکسته شود، جریان به ضدخودش تبدیل می شود و آن گاه مظلوم ترین مظلوم امام حسین(ع) می شود.»

اضافه کردن دیدگاه جدید