شماره مطلب : 21801
زمان انتشار : 96/11/8 - 14:58 2018/1/28
دکتر محمدرضا خاکی گفت: «من اصلا نمی توانم بفهمم چرا در یک جشنواره باید این تعداد زیاد از آثاری که قبلا روی صحنه رفته اند، دوباره اجرا شوند!
گفت و گو با «دکتر محمدرضا خاکی»، مدرس، مترجم و کارگردان تئاتر درباره «سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر»

بی هیچ گفتگویی شعار گفت و گو سر می دهیم!

دکتر محمدرضا خاکی گفت: «من اصلا نمی توانم بفهمم چرا در یک جشنواره باید این تعداد زیاد از آثاری که قبلا روی صحنه رفته اند، دوباره اجرا شوند!

آوینی فیلم: محمدرضا خاکی که این روزها با نشر نمایشنامه «پرتره» نوشته ی اسلاومیر مروژک توسط انتشارات روزبهان، وارد فضای کتابفروشی ها شده است، در پاسخ به این پرسش که ترجمه ی امروز نمایشنامه های خارجی و اجرای آن ها بر صحنه تماشا چه وضعیتی دارد؟ به «آینه نیوز» گفت: «غیر از این که  معمولاً حقوق مترجمین رعایت نمی شود، تحت عنوان بازخوانی متن و عبارت های خود ساخته ی دیگر، ترجمه های آثار نویسنده های امروز جهان را با دستکاری و اعمال تغییرات جزئی-مثلا- با تغییر نام نمایشنامه، به اصطلاح باز خوانی می کنند و به دست کارگردانان کم تجربه یا سفارشی کار می سپارند. این افراد هم  بدون کوچکترین توجهی به اصل و اساس متن اولیه و صاحب اثر، یا به فرهنگ درونی اثر، با کلی ادا و اطوار و تفاخر، با اندک گردشی در فضایِ مجازی و در یوتیوب عوام فریبی می کنند.»

این کارشناس خبره تئاتر در پاسخ به این که ترجمه های مجدد از یک متن چگونه تفسیر می شود، به «آینه نیوز» گفت: «به گمان من ترجمه مجدد نمایشنامه ای که قبلا منتشر شده است، می تواند دو معنی داشته باشد. اول این که ترجمه اول مورد قبول جامعه هنری نیست و به دنبال ترجمه بهتری هستند. این کار بسیار خوبی است و انجام چند ترجمه همزمان از یک اثر در نهایت به وضعیت ترجمه در کشور کمک می کند، اما به شرطی که واقعا شاهد ترجمه بهتر و متفاوتی باشیم. و دیگر آنکه ترجمه قبل کهنه شده باشد و نیاز به ترجمه جدید احساس شود.»

در پاره ای از اجراهای  تئاتری و در چند نمونه اجرایی اخیر، شاهد حذف نام نویسنده خارجی و حذف نام مترجم اثر هستیم، برای نمونه در همین جشنواره سی و ششم تئاتر فجر می توان به نمایشنامه «ماراساد» اشاره کرد که بدون ذکر نام «پیتر وایس» در بروشور جشنواره، و به نام یک نویسنده ی ایرانی رونمایی شده است! یا نمایشنامه ای از «چخوف» بزرگ توسط کارگردان و بازیگر شناخته شده ای به لهجه گیلکی به اجرا درآمده است! از محمدرضا خاکی درباره چنین رخدادهایی می پرسم و این مدرس و مترجم نامِ آشنا پاسخ می دهد: «با کمال تاسف می بینیم که برای خوشمزه گی در وسط نمایشنامه ای از برشت یا روژه ویچ یا نمایشنامه نویسان دیگر اروپایی، ناگهان دیالوگ هایی به زبان لُری یا به زبان تُرکی بیان می شود تا از این طریق به زعم خود بتوانند عده ای را بخندانند! واقعا متعجبم که این دسته افراد چه تفکری دارند و اصلا در عرصه ی گرانقدر هنر تئاتر چه می کنند! آیا تئاتر قرار نیست مخاطب را با فرهنگ جهانی آشنا کند؟ اگر هدف تنها خنداندن و سرگرمی تماشاگر است، راه های دیگری وجود دارد. من و دوستانم زمانی کتابی درباره ی دراماتورژی، تحت عنوان «دراماتورژی چیست، دراماتورژ کیست» منتشر کردیم تا نشان دهیم این مساله نیاز به مطالعه و دانش بسیار دارد؛ اما امروزه اکثرِ کارگردان ها در کنار نام خود از عنوانِ دراماتورژ هم استفاده می کنند! من باید به این دوستان بگویم که عنوان های دراماتورژ و کارگردان وقتی در کنار هم قرار بگیرند، معادل نویسنده و کارگردان می شود؛ مگر آن ها نویسنده ی نمایشنامه ها هستند که از عنوان دراماتورژ هم استفاده می کنند! آیا می توان در اجرای متنی از برشت یا ایبسن، لورکا، چخوف و... اسم خود را به عنوان کارگردان و دراماتورژ، هر دو باهم، در بروشور آورد؟! مسلم است که این یک خطای فاحش و غیر قابل چشم پوشی است! چندی پیش شاهد اجرای متنی از نمایشی اروپایی بودم و کارگردان نام خود را به عنوان نویسنده در بروشور آورده بود و نام مترجم را حذف کرده بود! پرسیدم خودت ترجمه کرده ای؟ گفت نه! در نتیجه اینطور باید نتیجه گرفت که احتمالا نمایشنامه به او در خواب الهام شده است!»

محمدرضا خاکی که فارغ ‌التحصیل مقطع دکترای تئاتر از دانشگاه سوربن پاریس است، با تاکید بر لزوم احاطه مترجم به زبان و فرهنگ جامعه ی اثر و آشنایی با شیوه ی کاری نویسنده اثر، گفت: «نمایشنامه هایی را که مربوط به فرهنگ لهستان یا آلمان یا چین یا هند است را باید با نگاه های متفاوت و براساس درک موقعیت فرهنگ و جغرافیای آن کشور ترجمه کرد؛ این ها آثاری از یک جنس و یک زبان و یک تکنیک نیستند. لازم است که مترجم و کارگردان علاقه مند به ترجمه یا  اجرای آن آثار، با زبان و فرهنگ و الگوهای رفتاری و ژست ها و تاریخ و هویت شخصیت های درون اثر آشنایی لازم را داشته باشد و برای شناخت اثر و زمانه و فرهنگ آن تحقیق کند. از این رو افرادی که بدون هرگونه دانشی، ناگهان اقدام به ترجمه ی دست و پا شکسته و سر هم بندی شده ی دوباره ای از یک متن ترجمه شده و نشر یافته می کنند، جدا از عدم رعایتِ اخلاق هنری، احترام به حقوق مترجمان را نادیده می گیرند و در واقع کاری جز یک سرقت ادبی- هنری نمی کنند. به گمان من لازم است که تئاتر دوستان واقعی و جامعه ی حرفه ای تئاتر کشور با اینگونه رفتارهای غیر فرهنگی برخورد قانونی و روشنگرانه کنند.»

از محمدرضا خاکی که تجربیات بسیاری در زمینه تئاتر دارد و شاگردان بسیاری را تربیت کرده است، درباره سطح کیفی «سی و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر» پرسیدم و کارگردان «پرتره» و «روال عادی» به «آینه نیوز» گفت: «به دلیل این که تنها تعداد اندکی از آثار را دیده ام، نمی توانم درباره کیفیتِ کل آثار جشنواره قضاوت کنم. اما حتما لازم است بعد از اتمام جشنواره همانند همه فستیوال های جهانی نشستی برگزار شود و جمع بندی اتفاقات جشنواره روشن و اعلام شود. اگر روزی چنین کاری بشود، من حاضرم به عنوان یکی از اعضای جامعه تئاتری در آن جلسه حضور داشته باشم و نظرات خودم را بیان کنم. تا اینجای سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر باید عرض کنم، جشنواره تئاتر فجر همان نابسامانی هایی را دارد که دیگر بخش های جامعه ی ما دارند؛ مانند معضل ترافیک شهری!»

دکتر محمدرضا خاکی ادامه داد: «من اصلا نمی توانم بفهمم چرا در یک جشنواره باید این تعداد زیاد از آثاری که قبلا روی صحنه رفته اند، دوباره اجرا شوند! در جشنواره ها معمولا باید فرصتی برای اجرای نمایش های جدید ایجاد شود و فضایی برای تماشای آثاری که پیش از این ندیده ایم فراهم کنند. اما در بخش مرور شاهد اجرای آثاری بودیم که اجرای مجدد خیلی از آن ها لزومی نداشت و اتفاقاتی هم پیش آمد که اصلا نباید پیش می آمد.» وی افزود: «ما در روزهای پیش دیدیم که برای اجرا شدن و توقیف یک نمایش که قبلا هم اجرا شده بود، چقدر داستان ایجاد شد. درباره بخش های مختلف جشنواره می توانم یک ضرب المثل آشنای فارسی را به کار ببرم که «آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هیچی!» ما در هر دوره، به جای این که جشنواره هایمان بهتر شود و به شکل هدفمندتری برگزار شود، اغلب، آزموده ها را تکرار می کنیم؛ یا این که سلیقه خودمان را به جای همه می گذاریم و شعار گفتگو سر می دهیم! آن هم بی هیچ گفتگویی!»

دکتر محمدرضا خاکی در پاسخ به این که اجراهای خارجی این دوره از جشنواره را چگونه ارزیابی می کند، عنوان کرد: «نمایش های خارجی باید ما را با جریان های روز و خوب تئاتر جهان آشنا کند، اما متاسفانه رسیدن به این خواسته، امروزه مثل یک رویا می ماند و هنوز خیلی فاصله با عملی شدن آن رویا داریم. با توجه به اندک شناختی که از آثار خارجی دارم، برخی از اجراهای خارجی این دوره از جشنواره را در سطح بسیار نازلی دیدم؛ به گمانم هیچ لزومی به دعوتشان نبود. چیز تازه ای به ما نیاموختند. خرج کمی هم روی دست تئاتر ما نگذاشتند! امروزه شبکه های اجتماعی باعث شده که بتوانیم به راحتی درباره ی جایگاه و سابقه هنرمندان خارجی اطلاع پیدا کنیم و دریابیم که چه نقشی در جامعه هنری خود و چه تأثیر و جایگاهی در تئاتر جهانی دارند که به جشنواره تئاتر فجر دعوت شده اند. متاسفانه طی سال های اخیر به جز چند استثنا شاهد اجراهای برجسته ای از کارگردان های صاحب نام جهانی در جشنواره فجر نبوده ایم».

این استاد برجسته تئاتر درباره جشنواره تئاتر فجر و مسیری که برای رسیدن به موفقیت باید طی شود، عنوان کرد: «زمانی ما یکی از بهترین جشنواره های جهانی را داشتیم و به نظرم همچنان صاحب پتانسیل بسیار خوبی در تئاتر کشور برای برگزاری یک جشنواره درجه یک هستیم؛ منتهی برخی عنادها و برخی خود بزرگ بینی ها و منش های شخصی، مانع همکاری و همفکری ها و استفاده از توانایی اهالی خُبره تئاتر می شود. بدون شک ما بهترین قابلیت های نمایشی را در منطقه و آسیای میانه داریم، اما متأسفانه برنامه ریزی درستی برای جشنواره صورت نمی گیرد. شعار گفت و گو می دهیم، اما در عمل گفت و گوی واقعی شکل نمی گیرد».

منبع: آینه نیوز

کلید واژه ها

اضافه کردن دیدگاه جدید