شماره مطلب : 21830
زمان انتشار : 96/11/30 - 09:17 2018/2/19
آوینی فیلم-مرتضی اسماعیل دوست: از معضلات سیاسی که موجب تنگناهایی برای حضور هنرمندان بین المللی می شود تا عدم رغبت فیلمسازان درجه یک برای حضور در جشنواره جهانی فجر، از نحوه انتخاب آثار ایرانی برای جشنواره جهانی فجر تا مدیریت اجرایی جشنواره سی و پنجم در روزهای نخست که همراه با سردرگمی هایی بود را می توانید در یادداشت پیش روی بخوانید.
جشنواره جهانی فجر؛ تنگناها و دشواری ها برای رسیدن به عنوان «بین الملل»

در پی صید ماهی تازه

آوینی فیلم-مرتضی اسماعیل دوست: از معضلات سیاسی که موجب تنگناهایی برای حضور هنرمندان بین المللی می شود تا عدم رغبت فیلمسازان درجه یک برای حضور در جشنواره جهانی فجر، از نحوه انتخاب آثار ایرانی برای جشنواره جهانی فجر تا مدیریت اجرایی جشنواره سی و پنجم در روزهای نخست که همراه با سردرگمی هایی بود را می توانید در یادداشت پیش روی بخوانید.

آوینی فیلم- مرتضی اسماعیل دوست: سی و پنجمین جشنواره جهانی فجر در سومین مسیر تازه ای که با انشعاب بخش «ملی» و «بین الملل» برداشته، در حال برگزاری است و این روزها سینماهایی در «چهارسو» و «فلسطین» و «فرهنگ» میزبان آثاری از فیلمسازان چهار گوشه جهان هستند که هریک می توانند جهانی جدید را پیش روی مخاطبِ جست و جوگر به سامان برسانند.

درباره کیفیت آثار برگزیده در این آوردگاه و ارزشگذاری کیفی و میزان اهمیت فیلم ها و سازندگانشان نیاز به فرصتی کامل است تا طی یک تحلیل جامع و ریزبین و به دور از نگاه های جناحی به سراغ نتیجه ای برویم که در نهایت برای آینده سینمای ایران مفید باشد که اصل آن است و مابقی حاشیه! همچنین درباره نسبت آثاری که برای نخستین بار امکان نمایش جهانی در جشنواره فجر را داشته اند نسبت به کل آثار و نیز نسبت تعداد اولین نمایش های منطقه و قاره به تعداد آثار این دوره هم می توان نتایج راهگشایی را به دست آورد. البته نباید این را از نظر دور داشت که جشنواره جهانی فجر همراه با تنگناهای بسیاری برای قرارگرفتن در جمع مهم ترین فستیوال های جهانی است؛ از معضلات سیاسی که گریبان سرزمین ایران را به دلیل قدرت طلبی برخی حاکمان گرفته است و تنگناهای صدور روادید برای هنرمندان بین المللی تا عدم رغبت فیلمسازان درجه یک برای حضور در جشنواره جهانی فجر که هنوز پس از گذشت 35 سال عیاری دلخواه را برای آنان نیافته است. و حقیقت هم این است که این جشنواره در طی سال ها برگزاری تنها عنوان بین المللی داشته و چند فیلم خارجی را با هر شرایط و تحت هر کیفیت و امتیازی گلچین می کرد و به نمایش درمی آورد تا بگوید این جشنواره هم جهانی است! و از این رو نباید انتظار داشت تا بزرگان سینمای جهان و متفکران عرصه تصویر راهی به جشنواره به اصطلاح جهانی فجر ما بیابند. البته عنوان «هنرمندان برجسته» برای هر نگاهی، تعریفی دارد و از منظری که این قلم مطرح می کند از جنس آن هایی است که همچون برخی از اهالی سینما تنها برای گذران زندگی و یا ساخت اثری تجاری به دنبال نور و دوربین و صدا نیستند و هریک از مفروضات سینما برایشان جایی برای نمایش درونگاهی جست و جوگر و اندیشه ای خلاقانه است که در فرم های متمایز سینمایی جلوه می کند؛ پس تکلیف ما و جشنواره باید روشن باشد که همانند دیدگاه خبرنگاری در نشست خبری جشنواره جهانی فجر و بسیاری هم کیشان فکری او در پی حضور «سلبریتی» در «خیابان جمهوری» نیستیم و اصولا ستاره های آن چنینی را راهی به سینمای ناب آن گونه که در نهانش وجود دارد، نخواهد بود. از این رو انتظار می رود جشنواره فجر به چنان جایگاهی برسد که هنرمندانی که آثارشان گواه بر تفکری کارکشته در وجودشان است رغبت کرده و میهمان تهران شوند. افرادی چون سوخوروف روسی که با تصویر نقاشی می کند و حضورش در جشنواره سال گذشته وزن و اعتبار خاصی به این رویداد داد. به طور حتم می توان از انتقال تجربیات گرانقدر چنین فیلمسازانی نهایت استفاده را برای سینمای ایران به دست آورد همان گونه که نمایش آثار قابل تامل سینمای جهان می تواند نگاهی همراه با برداشتی تازه برای مشتاقان سینما بیافریند.

نکته دیگر درباره نحوه انتخاب آثار ایرانی برای جشنواره جهانی فجر است که نوع انتخاب بازگوکننده این است که شرط ورود فیلم ها، عدم پذیرش در جشنواره ملی فجر بوده است؛ چرا که تقریبا همه آثار ایرانی انتخاب شده در جشنواره جهانی سی و پنجم فجر از «جامانده های جشنواره ملی فجر» در سال گذشته هستند! نکته قابل توجه در این میان عدم تعریفی مشخص از انتخاب این آثار است تا همانگونه که هر رویدادی برای انتخاب آثار مختلف چارچوبی دارد، ما هم بدانیم که در جشنواره ای که حداقل عنوان بین المللی دارد، باید به دنبال آثاری باشد که روح و هویت ایرانی در کالبدشان وجود دارد و معرف سینمای ملی باشد و یا این که این گونه فیلم ها در نمایش هایی مختص به بخش «بازار» برای میهمانان خارجی می توانند نمایش بیابند و آثار ایرانی معرفی شده در بخش بین الملل را اختصاص به فیلم هایی با ساختار مدرن بدهیم که زبانی جهانی دارند. انتخاب بی قاعده در جشنواره سی و پنجم فیلم فجر موجب شده که از دسته اول فیلمی مانند «خانه کاغذی» انتخاب شود و از دسته دوم فیلمی همچون «نگار» در جشنواره شرکت داده شود که هریک فرم و رویکرد متمایزی دارند.

در سی و پنجمین جشنواره جهانی فجر آثاری حضور دارند که از آنِ فیلمسازان درجه یک دنیا هستند اما اگر تنها به نمایش آن ها بسنده کنیم و راضی به این باشیم که تازه ترین ساخته بزرگانی چون «ترنس مالیک» و «ورنر هرتزوگ» و «کن لوچ» و «آندره وایدا» و «ژان پیر داردن» و نیز آثاری ماندگار از فیلمسازان گران بهایی چون «روبر برسون» و «مارسل کارنه» و «چارلی چاپلین» و «الکساندر سوخوروف» را روی پرده بزرگ سینما ببینیم-البته اگر با کمترین جرح و تعدیل نسبت به نسخه اصلی امکان نمایش را بیابند- راهی به جایی مطمئن نخواهیم بُرد. البته بازنمایش آثار بزرگان سینما و نمایش آثاری درس آموز برای کاوشگران سینما بخشی از راه باید باشد اما تمام این مسیر نخواهد بود. این که در برگزاری کارگاه های آموزشی، نگاه و منظری شایسته به سینماگران جوان داده شود و این نشست ها جایی برای ذکر خاطرات اهالی مطرح سینمای ایران نباشد! این که «بازار فیلم» از سوت و کوری خود خارج شده و قلب معاملات تجاری و گفت و گوی اهالی سینمای ایران با فعالان معتبر جهانی باشد و جایی برای معرفی آثار مهجور سینمای ایران که امکان نمایش های بین المللی ندارند و این که تکلیف خود را از برگزاری جشنواره بین المللی یک بار برای همیشه روشن کنیم که چشم انداز خود را تا کجا پهن کرده ایم و این برنامه ریزی در چه سالی تبدیل به صید ماهی می شود.

هدف گذاری کوتاه مدت و بلندمدت جشنواره جهانی فجر می تواند بخش مهمی از مواجهات مدیران سینما را در برگزاری و دعوت از میهمانان خارجی و آثار بین المللی پوشش دهد و نیز تکلیف مخاطبان جدی سینما که جشنواره را جایی برای گشت و گذار از نوع حضور در پارک های سطح شهر نمی دانند! را هم روشن سازد تا بدانند گام به چه رویدادی گذاشته اند و با چه ساختاری از انتخاب فیلم ها مواجه اند؛ چرا که برای آنانی که سینما بخش مهمی از دغدغه زندگی شان است این شرایط وجود داشته که آثار سینماگرانی را که در جشنواره های معتبر جهانی فیلم داشته اند را پیش از به پرده در آمدن در جشنواره فجر تماشا کنند و از این رو تماشای «فارغ التحصیلی» کریستین مونجیو و «فرانتز» فرانسوا اوزون و «مرگ در سارایوو» دانیس تانوویچ و «تور» کیم کی دوک و فیلم ترسناک «قطاری به سوی بوسان» یئون سانگ هو جذابیت چندانی ندارد. در این میان می ماند تماشای آثاری از فیلمسازان ناشناخته که می توانند در سال های آتی تبدیل به کشف جشنواره فجر باشند و همان گونه که جشنواره های معتبر دنیا سال ها است که از معرفی فیلمسازان خلاق به خود می بالند ما هم می توانیم پُز آن را بدهیم که اولین اکران موفق آثاری از فیلمسازی آسیایی و یا آمریکای جنوبی در ایران رخ داده و اثر متمایز و نگاه خلاقه شان از طریق مدیران جشنواره فجر شناسایی شده است.

نکته دیگر درباره نحوه مدیریت اجرایی جشنواره سی و پنجم جهانی فجر است که برخلاف دوره گذشته که با مدیریت کم نظیری بدون هرگونه تاخیر و تغییر برنامه ها به اجرا درآمد، حداقل در اولین روزهای جشنواره سی و پنجم فضایی متفاوت وجود داشت و برخی از آثار با تاخیر اکران شدند؛ برای نمونه فیلم «گناهکاران» ساخته ایوان دی گائونا از سینمای کلمبیا شنبه شب با 20 دقیقه تاخیر در سالن 1 چهارسو اکران شد و این تاخیر در سانس بعدی این سالن هم تاثیر منفی خود را به جای گذاشت. از سویی برخلاف اعلام اولیه مبنی بر تهیه بلیت از طریق پایگاه اینترنتی و رزرو فیلم ها مطابق کارت اختصاصی برای اهالی رسانه و سینما که البته به شکل عجیبی در روز اول در کمترین فرصت ممکن به اشغال درآمد! در روز دوم شاهد فضایی آزادانه از ورود افراد بدون روال اولیه بودیم و تکلیف بسیاری مشخص نبود که بالاخره میان بلیت و یا کارت جشنواره کدام حرف اول را برای ورود به سالن سینما می زند! موضوعی که موجب به هم ریختگی در ورود تماشاگران به سالن سینما و ایجاد صف های طویل و ازدحام جمعیت و اتلاف وقت مراجعه کنندگان برای تماشای هر اثر می شود و برخلاف شماره صندلی های اعلام شده در زمان رزرو، بلیت های صادره بدون شماره منتشر می شوند. شاید دلیل این مساله و دور شدن از چارچوب مشخص اولیه جهت ایجاد رغبت برای حضور مخاطبان و نتیجه ی واهمه برگزارکنندگان از عدم استقبال در روز نخست باشد. اما بدیهی است اگر مسیر آینده کاملا کدگذاری شده باشد و ایمانی راسخ برای رسیدن نزد مدیران رخ دهد، به طور حتم نه واهمه ای از مورد قیاس قرار گرفتن با بخش ملی فجر وجود خواهد داشت و نه هراس از نقد آن ها که اندازه و شمایل هریک از جشنواره های بین المللی را نمی دانند.

آن چه باید به دور از هرگونه نگاه خام دستانه و مواجهات غیرکارشناسانه و سیاست زده مورد نظر قرار گیرد، این است که نمایش آثار مهم سینمای جهان و مبادلات هنری میان اهالی سینما طی برگزاری جشنواره های جهانی امکان پذیر خواهد بود و باید به دور از ایرادات غرض ورزانه در پی تکمیل پروژه ای بود که رضا میرکریمی در طی 2 سال اخیر پی ریزی کرده است که می تواند همراه با ایراداتی باشد اما توام با گمراهی نیست و نگاهی واقع گرایانه برای رسیدن به قطب جشنواره ای معتبر در منطقه و در مرحله بعدی در سطح قاره دارد.

اضافه کردن دیدگاه جدید