شماره مطلب : 21952
زمان انتشار : 97/2/1 - 11:37 2018/4/21
آوینی فیلم: تئاتر؛ ناب ترین لحظه خلق حماسه ی آفرینش است؛ رو در رو با نفس های تک تک نگاه هایی که از صحنه، حسِ بودن می خواهند و رسیدن به ژرفایی از لمسِ احساس زیستن و از این رو این هنر گرانقدر جایگاهی ویژه در میان همه هنرهای زیبا و جان فزا دارد.
چگونه می توان با هنرهای نمایشی تجلی بخش فرهنگ ایرانی بود؟

در پی ناب ترین لحظه خلق حماسه ی آفرینش

آوینی فیلم: تئاتر؛ ناب ترین لحظه خلق حماسه ی آفرینش است؛ رو در رو با نفس های تک تک نگاه هایی که از صحنه، حسِ بودن می خواهند و رسیدن به ژرفایی از لمسِ احساس زیستن و از این رو این هنر گرانقدر جایگاهی ویژه در میان همه هنرهای زیبا و جان فزا دارد.

آوینی فیلم: تئاتر؛ ناب ترین لحظه خلق حماسه ی آفرینش است؛ رو در رو با نفس های تک تک نگاه هایی که از صحنه، حسِ بودن می خواهند و رسیدن به ژرفایی از لمسِ احساس زیستن و از این رو این هنر گرانقدر جایگاهی ویژه در میان همه هنرهای زیبا و جان فزا دارد. روز «تئاتر» چند سالی است که در گوشه ای از تقویم روزهایمان نشست، شاید که تا حدی بتواند مظلومیت نشسته در رخسار هنرهای نمایشی را رنگ آبی توجه نشاند.

در یادداشت پیش رو به قلم کارگردان تئاتر می توان به بخشی از وضعیت تئاتر کشور رسید.

 

ایوب آقاخانی- نویسنده، کارگردان، مدرس و بازیگر تئاتر
گره های کور نورسیده و ناخواسته!
روز جهانی هنر ارزشمند تئاتر را در حالی پاس می داریم که یک بار دیگر، یک نفر دیگر با شهرتی زیاد، نگاه ابتدایی و کودکانه و اولیه و پیشاتئاتر به این هنر عمیق و پیچیده داشته و ما باید پیغام این بانوی بزرگوار را -که اتفاقا بازی اش را در «معلم پیانو» و «عشق» بسیار دوست دارم- مدام به عنوان پیغام سال دست به دست بچرخانیم! ایزابل هوپر هم مثل بسیاری از مدیران فرهنگی کشور ما که هنگام سخنرانی هایشان لو می روند که چقدر نسبت به مقوله ای که تصدی آن را پذیرفته اند، کم اطلاع و ساده اندیشند، بدیهیاتی را در قالب پیام روز جهانی تئاتر سرهم کرده و به خورد جهانیان داده است! البته صحبت را از این جا آغاز کردم تا استفاده ای کنایی بکنم از حال و احوال این پیغام تا حال و احوال تئاتر خودمان که متاسفانه برعکس فکر و ذهن پردازندگان به این هنر و حرفه درگیر بدیهیات است!
دروغ چرا! ما خوشحالیم که از امسال 7 فروردین را روز ملی تئاتر نامیدند. ما خوشحالیم که تئاتر ما هنوز نسبت به سینمای ما سرزنده تر است.(و این ویژگی همیشگی اش بوده است) اما خوشحال نیستیم که وزاریات امان تئاتر را بریده! هنوز درگیر بودجه ایم. هنوز درگیر رسمیت بخشیدن به این حرفه ایم و چقدر ناموفق! هنوز درگیر این هستیم که فلان وزارتخانه و بهمان سازمان اجازه خواهند داد ما بالاخره یک دبیر شایسته و بایسته در حد تئاتر این کشور برای جشنواره ی فجرش داشته باشیم! یا چون همیشه به دلیل مصلحت ها در حد متوسط ها راضی شویم و پایین تر! آیا وزیر ارشاد با معاونش خواهد ساخت که مدیر کل نمایشش پابرجا بماند یا باز با یک خانه تکانی برمی گردیم به سر خط جدید و سطر جدید!
و چشممان روشن به افراد همگرایی که گاه به معاونت یکدیگر یک نگاه و یک سلیقه و یک ادب اجتماعی نامعلوم را مانند گروه های بازاری و تجار هم مسلک در حرفه جا می اندازند و ما می مانیم و حوض مان! و چشممان مان روشن به قارچ های سمی به نام تماشاخانه های خصوصی که هر «زیر پله ای» را با کمک 2 کارشناس از اداره ی کل می کُنند «سالن تئاتر» و اگر نفعش به تئاتر و رونقش می رسید که عالی بود ولی بیشتر –سودجویانه- در تار و مار کردن مخاطبان به سختی گردآمده ی تئاتر-ناخواسته- می کوشند و جز ضرر -در نگاه کلان- هیچ ندارند. و چشممان روشن به مسئولان و دولتی که به بهانه رشد تئاتر خصوصی بخشی از توجهات خود به تئاتر را کور کرده و یا آن را تغییر شکل داده که در هر حال و صورتی به نفع ما نیست و خودشان نمی دانند!
و چشممان روشن به روز جهانی تئاتر، به روز ملی تئاتر، به بحرانهای ناخواسته ی جدید، به گره های کور نورسیده! به همه چیزهایی که اول به قصد کمک می آیند و بعدتر سرخورده و خسته خود بدل می شوند به گره کور جدید این هنر قدسی و انسان ساز.
خدایا حال ما را در سال جدید به بهترین حالها بگردان.
آمین یا رب العالمین!

کلید واژه ها

اضافه کردن دیدگاه جدید