شماره مطلب : 21955
زمان انتشار : 97/2/2 - 14:56 2018/4/22
آوینی فیلم: متاسفانه در روزهای نخست سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر شاهد بی نظمی در نمایش فیلم ها و وجود فضایی مغشوش در برگزاری جشنواره بوده ایم. آن چه پیدا است تغییر رویه ی دست اندرکاران برگزاری جشنواره و اتکا به چهره های شناخته شده نه تنها نتیجه ای مطلوب در این دوره از جشنواره جهانی در بر نداشته است، بلکه موجب به هم ریخته گی ساختار جشنواره ای شده است که طبق وعده ی مدیرش قرار بود، مسیری متمایز از فرش های قرمز جشنواره های رنگارنگ جهانی را پی بگیرد
گزارش «آوینی فیلم» از سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر

بساط سلفی بر پا است!

آوینی فیلم: متاسفانه در روزهای نخست سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر شاهد بی نظمی در نمایش فیلم ها و وجود فضایی مغشوش در برگزاری جشنواره بوده ایم. آن چه پیدا است تغییر رویه ی دست اندرکاران برگزاری جشنواره و اتکا به چهره های شناخته شده نه تنها نتیجه ای مطلوب در این دوره از جشنواره جهانی در بر نداشته است، بلکه موجب به هم ریخته گی ساختار جشنواره ای شده است که طبق وعده ی مدیرش قرار بود، مسیری متمایز از فرش های قرمز جشنواره های رنگارنگ جهانی را پی بگیرد

گروه فرهنگی آوینی فیلم: متاسفانه در روزهای نخست سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر شاهد بی نظمی در نمایش فیلم ها و وجود فضایی مغشوش در برگزاری جشنواره بوده ایم. آن چه پیدا است تغییر رویه ی دست اندرکاران برگزاری جشنواره و اتکا به چهره های شناخته شده نه تنها نتیجه ای مطلوب در این دوره از جشنواره جهانی در بر نداشته است، بلکه موجب به هم ریخته گی ساختار جشنواره ای شده است که طبق وعده ی مدیرش قرار بود، مسیری متمایز از فرش های قرمز جشنواره های رنگارنگ جهانی را پی بگیرد و اهدافش رو به افق منطقه و قاره باشد و تنها چشم به معرفی فیلمسازان ناشناخته ای داشته باشد که نه تنها در نزد مخاطبان سینمای ایران گمنام مانده اند، بلکه ویژگی های فنی آثارشان به تمامی در جشنواره های درجه یک جهان نمود پیدا نکرده است.

 اگر چه نقد صورت یافته مسیری متمایز از رسانه هایی دارد که تنها در پی مخدوش سازی هویت این جشنواره هستند و اگر چه باید اذعان داشت که «رضا میرکریمی» با همین «جشنواره جهانی فیلم فجر» نشان داد که جدا از قریحه ی فیلمسازی، مدیری شایسته در مدیریت آینده فرهنگی کشور خواهد بود، اما نمی توان از معضلات موجود در جشنواره ای که امید به نوپایی اش وجود دارد، غافل ماند. نقد فوق براساس رصد صورت یافته در 3 روز اول جشنواره بوده و کاملا مغایر با رویه ی رسانه هایی است که براساس داستان هایی خیال پردازانه از داخل منزل مسکونی شان، اقدام به انتشار مطالبی می کنند که نه از نزدیک مشاهده کرده و نه نسبت به وجودشان اشراف دارند و دیگران نیز اقدام به کپی کردن همان مطالبِ خام دستانه در رسانه های خود می کنند!

بنا بر این گزارش، وقتی صحبت از بی نظمی در روزهای ابتدایی جشنواره سی و ششم می شود، اشاره به صف مخاطبانی دارد که شنبه شب بی هیچ دلیل و اطلاع مشخص از سوی برگزارکنندگان جشنواره، فیلم «دروغ مصلحتی کوچک» را به جای ساعت تعیین شده(23:15) با 37 دقیقه تاخیر در ساعت 23:52 مشاهده کردند، این در حالی بود که بیش از 30 دقیقه به شکل سرپا پشت درب های سالن شماره 5 چارسو منتظر ایستاده بودند و جالب این جا است که چنین بی نظمی درست مقابل چشمان دبیر جشنواره و چهره های مطرحی شکل گرفت که بدون هیچ کارکردی، جزو کادر تشریفات جشنواره قرار گرفته اند. از این رو مشخص می شود که استفاده از «نگار جواهریان» و «پانته آ پناهی ها» که در شمایل «منشی صحنه»! در زمان نمایش فیلم ها به کار گرفته می شوند، تنها حالت تزئینی دارد. در واقع بخشی از بی نظمی رخ داده در شروع نمایش فیلم ها، به دلیل همین خوشامدگویی های کسل کننده از سوی برخی چهره های سینمایی است که اگر بیشتر در این باره زوم کنیم به هیچ نتیجه اثربخشی درباره چرایی انجام این کار نخواهیم رسید. چرا که اگر چهره های مطرح سینمای ایران قرار است سلام ایرانیان را به میهمانان خارجی برسانند، در حد بازیگران شناخته شده بین المللی نیستند که مخاطبان معدودِ خارجی، از وجودشان دچار شعف شوند و اگر قرار است سلبریتی ها نماینده ی معرفی فیلم ها در غیاب سازندگانشان باشند، نتیجه فاجعه وارتر است چرا که میزان اطلاعات سینمایی این چهره ها در شیبی پایین تر از اندازه ی عشق و اندوخته ی سینمایی مخاطبانی است که خود را در بدترین ساعات روز یا چند قدم مانده به صبح به «چارسو» می رسانند تا به تماشای یک فیلم مهجور از سینمای شیلی یا روسیه بنشینند. پس مشخص می شود تنها کاربرد دعوت از افرادی همچون «رامبد جوان»، نمایش عکس سلفی با همراهی مخاطبانی است که به خود زحمت تماشای یک مستند دشوار درباره محیط زیست را نداده اند و ورودی و خروجی اتفاقات جشنواره را نه در داخل سالن ها بلکه در آن سوی پرده های نقره ای باید جست! دعوت از «رضا بابک»، «علیرضا خمسه»، «سارا بهرامی»، «شبنم مقدمی» و دیگر چهره های مطرح و جوسازی با انجام مراسم سلفی! در حالی است که جشنواره ای همچون «کن» نیز بساط این نمایش ها را برچیده است. و اگر قرار است چنین رویه ای جزو برنامه های جشنواره جهانی فجر باشد، چنین سیاست هایی می تواند به شکلی مشخص از زبان دبیر جشنواره اعلام شود تا دوگانگی موجود نزد برخی از مخاطبان جشنواره درباره ی مسیر پیش روی برطرف شود.

مناسب بود جشنواره جهانی فیلم فجر بیشتر از هر میهمانی، سراغی از سازندگان آثار انتخابیِ جشنواره را می گرفت و همانند رسم جشنواره های مهم، پیش درآمد هر نمایش با نگاه فیلمساز شکل می گرفت و امکانی برای مخاطبان علاقمند ایجاد می شد تا در انتهای فیلم به هم صحبتی با سازنده اثر درباره شکل و شمایل فیلم تولیدی بپردازند.(در دوره های پیشین چنین اتفاقی رخ داده بود) از این رو واقعا جای پرسش است که «هانیه توسلی» برای معرفی فیلم تمجید شده ی «برلین» چه حرف متمایزی دارد تا در خصوص «سینمای روسیه» یا «دولاتوف» گرمن جونیور بزند و «صابر ابر» چه نسبتی با «تیتوی کوچک و بیگانه ها» دارد؟! آیا بهتر نبود مدیران جشنواره به جای خرید کیک تولد در فلسطین، در پی «مجیدی» می رفتند تا این فیلمساز بین المللی ایران، زنگ آغاز این دوره از جشنواره جهانی فجر را در میان استقبال بی شمار مخاطبانِ «آن سوی ابرها» به صدا درآورد؟!

آن چه پیدا است، مخاطبان سینمایی برای تماشای آثار به «جشنواره جهانی فجر» آمده اند-آن ها که برای گردش آمده اند، حسابشان جدا است- پس سخنرانی نیم ساعته ی «رضا کیانیان» و «فاطمه معتمد آریا»( یا هر نام دیگری) در سالن لبریز از تماشاگر «چارسو 2» و بیان حرف های تکراری در باب حفظ محیط زیست که کاملا برگرفته از نریشن فیلم آماده برای پخشِ «زندگی در گذشته پیش رو» بوده است، چه مبنایی دارد؟ اگر قرار بر گوش دادن به سخنرانی باشد که کانال های مختلف رسانه ملی به طور شبانه روزی چنین کاری را در حد سرسام آوری انجام می دهند و مگر دلیل گرایش مخاطبان به عالم تصویر، دور شدن از فضای تحمل ناپذیر خطابه جهت کشف اتفاق ها از طریق زبان تصویر نمی باشد؟!

از طرفی «بخش بازار»-همان گونه که از عنوانش برمی آید- باید جایی باشد جهت عرضه ی آثار ایرانی برای پخش کننده‌های خارجی تا زمینه ای جهت همکاری های بین المللی و عقد قرارداد رخ دهد، اما جدا از غرفه های بی اثر جشنواره، تماشاگران آثارِ به نمایش درآمده در «بخش بازار» را بیشتر از خارجی ها، مخاطبان ایرانی تشکیل می دهند که حتی بخش مهمی از آن ها نیز از اهالی حرفه ای سینما و رسانه نیستند و مشخص است که چنین افرادی به دنبال انجام قرارداد و خرید فیلم ایرانی نخواهند بود، پس اصولا فلسفه نمایش فیلم ها در بخش «بازار» چیست و آیا همچون «نمایش های مردمی» در سینما فلسطین، جهت سرگرم سازی و جذب مخاطبان خاموش ایرانی شکل گرفته است؟!

سی و ششمین جشنواره جهانی فجر همچنان ادامه حیات خواهد داشت و امید می رود بی نظمی های موجود در اولین روزها که به دلیل انجام سخنرانی های بیهوده- آن هم توسط افرادی غیر از سازندگان آثار- رخ نموده است، در روزهای آتی از میان برود و اگر جشنواره علاقه و عزمی جهت ارائه مباحثی مهم همچون «محیط زیست» دارد، می تواند چنین برنامه هایی را به شکلی مجزا برگزار کند و این مساله را هم در نظر داشته باشد که شاید برخی از مخاطبان برای وقت خود برنامه ریزی کرده باشند و به هم ریختگی برنامه ها و تداخل نمایش فیلم ها با یکدیگر باعث می شود که امکان اجرای برنامه های خود(تماشای آثارِ مورد نظر) را از دست بدهند و از طرفی یکی از ملاک های مهم در ارزیابی هر رویدادی، سنجش اثربخشی برنامه ها و نظم موجود در شکل برگزاری می باشد و باید دانست هستند رسانه ها و خبرنگارانی که فارغ از هرگونه جوسازی یا تن دادن به بازی های کودکانه، با چشمانی بیدار به دوربین جشنواره زل زده اند تا گزارشی منصفانه و منتقدانه از عملکردش به مخاطبان ارائه دهند. و این چشم ها بی هیچ گرایش و نقشه ای همچنان به تماشا نشسته است؛ همانند چشم های زل زده ی کودکان معصوم در پوستر ساده اما زیبا و متمایز سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر.

اضافه کردن دیدگاه جدید