شماره مطلب : 22148
زمان انتشار : 97/4/23 - 07:45 2018/7/14
آوینی فیلم: در این یادداشت در سالگرد واقعه تلخ مسجد گوهرشاد به زمینه‌های فرهنگی و سیاسی سیاست کشف حجاب در عصر رضاخان اشاره‌ای اجمالی شده است.
نگاهی به زمینه‌های فرهنگی و سیاسی سیاست کشف حجاب در عصر رضاخان

نفوذ تفکرات مدرنیسم در کشورهای اسلامی!

آوینی فیلم: در این یادداشت در سالگرد واقعه تلخ مسجد گوهرشاد به زمینه‌های فرهنگی و سیاسی سیاست کشف حجاب در عصر رضاخان اشاره‌ای اجمالی شده است.

آوینی فیلم: کشور ایران در دوران حکومت رضاشاه با رویدادی عجیب مواجه شد که در طول تاریخ این کشور سابقه نداشت؛‌ این رویداد همان سیاست کشف حجاب زنان بود؛ سیاستی که واکنش‌ها و قیام‌های متعددی را از سوی مردم متدین ایران به همراه داشت.به دنبال این اعتراضات و واکنش‌ها،‌ یکی از تلخ‌ترین وقایع تاریخ ایران یعنی حادثه سرکوب مردم در مسجد گوهرشاد مشهد رقم خورد. مهم‌ترین زمینه تحصن گروه‌های مختلفی از مردم غیور ایران در مسجد گوهرشاد را می‌توان برگزاری جشن‌هایی برای ترویج مظاهر برهنگی و بی‌حجابی در ماه‌های دی و بهمن 1314 در سراسر کشور، به ویژه در شیراز نامید.

در این یادداشت در سالگرد واقعه تلخ مسجد گوهرشاد به زمینه‌های فرهنگی و سیاسی سیاست کشف حجاب در عصر رضاخان اشاره‌ای اجمالی شده است. تطبیق زمینه‌های شکل‌گیری قانون منع حجاب زنان با آنچه که اکنون از سوی برخی روشنفکران و متجددان غرب‌زده در حال پی‌ریزی است، بسیار عبرت‌آموز است. 

شعار جدایی دین از سیاست
تحولات قابل توجهی در سده 14 هجری که مقارن با سده بیستم میلادی است از جهات علمی، فلسفی، سیاسی و فرهنگی به وجود آمد. مدرنیسم که از سده 16 با زمینه‌های فلسفی خاص خود در غرب آغاز شد، در این دوره به کمک پیشرفت‌های علمی و فناوری اوج گرفت. مؤلفه بنیادی فلسفه مدرنیسم را انسان‌باوری(اُمانیسم) در مقابل خداباوری معرفی کرده‌اند که زمینه مکاتب فکری الحادی همچون ماتریالیسم(مادی‌گرایی) و سوسیالیسم(ملی‌گرایی) را فراهم آورد. این مکاتب با ایده‌هایی مثل همسانی اقتصادی، نزاع علم و دین، آزادی، عدالت اجتماعی و ... باعث ایجاد جنبش‌هایی در سطح دنیا شد که  احتمالاً مهم‌ترین آنها جنبش فمنیسم و ظهور حکومت‌های کمونیستی در کشورهای موسوم به بلوک شرق در اوایل این سده بود.

شعار ناکارآمدی آموزه‌های دین در قرن14
جهان اسلام در این سده به دلیل بی‌کفایتی و استبداد حاکمان خویش و نیز نابسامانی داخلی از یک سو و درگیری با مستعمرین خارجی از سوی دیگر با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می‌کرد؛ با توجه به اینکه اوضاع سیاسی، اجتماعی ایران در این دوره از اقتدار لازم برخوردار نبود، حاکمیت استبداد و بی‌کفایتی قاجار، فرهنگ و تمدن کشور را در وضعی قرار داد که زمینه‌های رشد و ترقی از آن گرفته شد و زمینه را برای دریافت آموزه‌های غربی در مکتب مدرنیسم آماده کرد. همچنین چالش کارآمدی دین و آموزه‌های دینی در شرایط و اوضاع احوال جهانی و منطقه‌ای سده معاصر مهم‌ترین مساله آن دوران به شمار می‌رود.

غربگرایان چاره درد جامعه را عبور از سنت‌های دینی می‌دانستند
در واقع از نقطه نظر مسائل دینی و مذهبی چالش مهمی که در سده 14 به خصوص در عصر حکومت قاجار و نیز در سده 15 در عصر پهلوی اول و دوم وجود داشت طرح ایده ناکارآمدی آموزه‌های قرآنی و اسلامی در مواجهه با مسائل و تحولات نوین بود. اوضاع اسفبار اقتصادی و سیاسی و اجتماعی مسلمانان در سرزمین‌های مختلف این ایده را گسترش می‌داد که علت عقب‌ماندگی و انحطاط مسلمانان پایبندی به دین است؛ لذا جهان اسلام به تبع رفتار برخی نواندیشان در حال گزار از فرهنگی سنتی به شیوه‌ای مدرن برگرفته از تحولات غرب بود؛ زیرا چاره درد را در زیر پا نهادن سنتهای دینی و گرایش به سوی تمدن غرب می‌دانست تا جایی که حاضر بود بسیاری از دستاوردهای جامعه را در اختیار آنان قرار دهد و امتیازاتی را به آنان ببخشد. ادعای ناکارآمدی آموزه‌های دین از سوی حاکمان غرب‌زده را در برگه‌های تاریخ می‌توان مشاهده کرد. به عنوان نمونه روزی رضاشاه قبل از اجرای سیاست «کشف حجاب» به محمود جم که پس از فروغی به نخست وزیری رسیده بود، چادر را دشمن ترقی و پیشرفت مردم معرفی کرد و در این باره گفت: «این چادر و چاقچورها را چطور می‌شود از بین برد؟ دو سال است که این موضوع فکر مرا به خود مشغول داشته. از وقتی که به ترکیه رفتم و زن های آنها را دیدم که پیچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردها کار می‌ کنند، دیگر از هر چه زن چادری بود، بدم آمده است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم ماست.» (حسین مکی، تاریخ بیست ساله ایران، جلد 6، چاپ اول، تهران: علمی، 1362، ص 261)

در واقع از شروع رنسانس به بعد، مدرنیته غربی که یکی از دستاوردهای آن سکولاریسم است، توانسته بود در بین اندیشمندان جهان اسلام و حتی ادبا تأثیر بگذارد؛ اکثریت قریب به اتفاق اندیشمندان توافق دارند که بحث جدایی دین از سیاست در دنیای امروز ریشه در تحولات غرب دارد. تجربه غرب از حاکمیت کلیسا و تحولات پس از آن یعنی تحولاتی که از دل مدرنیته به‌وجود آمد، منجر به ایده جدایی دین از سیاست یا سکولاریسم شد این تحولاتی تا حدی بود که از عصر رنسانس به بعد، وضعیت حجاب زنان غربی هم تغییر کرد، حتی نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و تصاویری که از حضرت مریم(س) ارائه شد فاجعه‌آمیز بود.

آغاز انحطاط هنر در عصر قاجار
در این دوران بود که فیلم‌ها، موسیقی‌ها و رسانه‌ها تأثیر بالایی بر سبک زندگی و شیوه مردم اروپا گذاشت و زنان بر اثر شعار عدالت جنسیتی توانستند به زعم خود استقلال بیشتری کسب کنند؛ همچنین هنر مدرن سبک‌های جدیدی مثل سو رئالیسم و... تولید کرد. بنابراین به ظرفیتی رسیده بود که می‌توانست علم و فرهنگ را به جوامع مختلف صادر کند و اندیشمندان و ادبای جوامع را تحت تأثیر قراردهد. ظهور ادیبانی مانند صادق هدایت (1904 میلادی) و آن سبک نگارش و تفکرات خطرناک سو رئالیستی آنان نمونه‌ بارز این نوع تأثیرگذاری در بین ادیبان آن دوران بود.

عدالت جنسیتی

یکی از مهم‌ترین ایده‌هایی که در قرن چهاردهم ه.ق مصادف با سده بیستم میلادی در کنار تفکرات الحادی به وجود آمد، شعار  برابری جنسیتی یا به اصطلاح عدالت جنسیتی بود. تفکر برابریِ جنسیتی یا برابری جنسی می‌گوید: زن و مرد حقوق و وظایف یکسان دارند و همه از فرصت‌های مساوی در جامعه برخوردارند. همچنین برابری جنسی مربوط به عدالت و تقسیم مسئولیت‌ها است. این تفکر که از دل مکتب «فمنیست» در آمد، هدفش عموماً حذف نابرابری‌های جنسیتی، مردسالاری و جنسیت‌گرایی است در حالی که از نظر اسلام وظایف باید مبتنی بر توامندی‌های ذاتی جنسیت مرد و زن باشد نه تقسیم یکسان مسئولیت‌ها؛ از نظر اسلام این تفکر، شأن و جایگاه معنوی زنان در جامعه را کاسته و زمینه سایر مشکلات اجتماعی را برای آنان فراهم می‌آورد. با توجه به جایگاه کنونی زن در غرب به عنوان ابزاری برای شهرت و شهوت و ابزاری برای جذب بازارهای تجاری، می‌توان اوج تزلزل مکتب فمنیسم را فهم کرد. 

به می‌توان گفت عصر قاجار، عصر انتقال مکاتب غرب و اندیشه‌های غیر دینی فلسفه غرب داخل ایران بود تا جایی که حتی برخی علما را تحت تأثیر قرار داد. از این رو تفکرات مدرنیسم به سرعت در بین نواندیشان و اصلاح‌طلبان غرب‌گرا و حتی وزیران و حکام قاجار ریشه دواند و همان طور که اشاره شد، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای مدرنیته غرب که همان شعار جدایی دین از سیاست و نیز شعار ناکارآمدی دین در پیشرفت‌های اقتصادی و اجتماعی بود، در بین نخبگان جامعه ریشه دوانید. عده‌ای از مردم که در فشار مستعمرین خارجی و استبداد داخلی حکام قرار داشتند،‌ اسیر این نوع تفکر شدند؛ در این زمان بود که اندیشمندانی مثل جمال‌الدین اسدآبادی و بعد از آن سید قطب با شعار بازگشت به آموزه‌های قرآن در پی حل معضلات اجتماعی بر اساس آیات قرآن بر آمدند و نبردی تازه علیه مدرنیسم را آغاز کردند.

سرکوب مردم در مسجد گوهرشاد
در نهایت در بهمن 1313 در مراسم افتتاح دانشگاه تهران به دختران دستور داده شد که بدون حجاب وارد دانشگاه شوند. در فروردین 1314، جشنی در مدرسه شاپور شیراز برگزار شد و دختران بدون حجاب به اجرای مراسم ورزشی و پایکوبی در حضور علی اصغر حکمت، وزیر معارف و از فعالان کشف حجاب پرداختند. این مسئله اعتراض علما را به دنبال داشت و در تلگرافی به رضاشاه نارضایتی خود را اعلام کردند، اما رضاشاه به آنها پاسخی نداد. در 22 اردیبهشت 1314 «کانون بانوان» به دعوت علی اصغر حکمت با هدف آزادی زنان از حجاب به ریاست شمس پهلوی و هاجر تربیت تشکیل شد. از دیگر اقدامات این بود که برای خو گرفتن مردم با اختلاط زن و مرد، در اوایل خرداد 1314، رضاشاه به کلیه وزرا، مدیران، رؤسا و کارمندان دولت دستور داد که هفته‌ای یک شب با خانم‌های خود در کلوپ ایران حضور یابند. همچنین در خرداد 1314، شاه از وزرایش خواست تا کلاه شاپو (کلاه بین المللی) را جایگزین کلاه پهلوی کنند. در نهایت در پی اعتراض برخی علمای تراز اول آن دوران بنا شد در مسجد گوهرشاد تحصن صورت گیرد. به دستور رضاشاه تحصن‌کنندگان به رگبار بسته شدند و تعداد زیادی از مردم کشته شدند. 

با توجه آنچه مطرح شد، مهم‌ترین عامل کشف حجاب، نفوذ تفکرات مدرنیسم در کشورهای اسلامی به خصوص ایران بود. تفکری که چالش‌هایی همچون غرب‌زدگی، شعار جدایی دین از عرصه‌های سیاسی اجتماعی، شعار ناکارآمدی آموزه‌های دین، تفکرات فمنیستی، تلاش انجمن‌های زنان فمنیست در داخل کشورو ... را به همراه داشت که همه‌ این موارد در مسأله کشف حجاب مؤثر واقع شد.

اضافه کردن دیدگاه جدید