شماره مطلب : 22271
زمان انتشار : 97/5/27 - 09:16 2018/8/18
آوینی فیلم: سینمای ایران در نبود نظارت لازم به دست بسازبفروش هایی افتاده که با استفاده از جذابیت های صوری و با کمک چند چهره شناخته شده ی بازیگری می خواهند کیسه خود را پُر کنند و در این میان مخاطب ایرانی در چنگال انواع صحنه ها و دیالوگ های نامناسب قرار می گیرد
نگاهی به جریان خزنده ی غیرفرهنگی در سینمای ایران به بهانه اکران فیلمفارسی «دشمن زن»

دشمن فرهنگ!

آوینی فیلم: سینمای ایران در نبود نظارت لازم به دست بسازبفروش هایی افتاده که با استفاده از جذابیت های صوری و با کمک چند چهره شناخته شده ی بازیگری می خواهند کیسه خود را پُر کنند و در این میان مخاطب ایرانی در چنگال انواع صحنه ها و دیالوگ های نامناسب قرار می گیرد

آوینی فیلم: «دشمن زن» تازه ترین محصول پویا فیلم و مطابق با سلیقه محمدحسین فرحبخش است. تهیه کننده ای که از نام تا مفهوم و فرم از المان های سینمای قبل از انقلاب نهایت استفاده را می کند! و تمام حواسش به گیشه است تا با کمک فضای فیلمفارسی و شاید با چند دیالوگ سطحی و چند سکانس خط قرمزی و صدای خواننده ای قدیمی و کاباره ای بخواهد به موفقیت دست یابد.

فضای نامناسب سینمای ایران در این سال ها و این روزها، نهایت وقاحت و دورترین تصور از سینمایی است که باید انسان ساز باشد و تبلوری از مفاهیمی ارزشمند در قالب تصویر باشد، اما آثاری همچون «دشمن زن» ساخته کریم امینی که در واقع از تفکر تهیه کننده اش آمده است، به ظاهر می خواهد تابلودار جنبش فمینستی باشد اما در واقع همان ادابازی ها و متلک گویی های همیشگی این دست آثار را در خود دارد و در نهایت به دام فضایی نامبارک و رویکردی غیرفرهنگی می افتد که سمی برای ذائقه مخاطب خواهد بود.

و تاریخ همچنان تکرار می شود، این بار در قالبی کاملا تراژیک از خلق رویدادی که به ظاهر می خنداند اما در بطن خود مرثیه ای کامل از پیش روی بی اخلاقی در صحنه تماشا دارد. اگر فیلمفارسی ترکیب واژه هایی در تمسخر سینمای بی قید و بند روزگاری طاغوتی بود، حالا لباس خوش دستی برای سرچراغی سینماداران و احوال تهیه کنندگان و غربالی فیلمسازان شده تا از این طریق بتوانند سوگلی اکران باشند و معرکه خود را همچنان پهن نگه دارند. کلیشه های همیشگی بخند و بکوب و چهره های داغان شده از رفاقت و عشوه های فریبنده همچنان در این سال های سینمای ایران باقی مانده و اگر سالی به درجه ای کمتر در آمارگیری سرانه فیلم رسیده، باید به آن سال و سینمایش شک کرد!

سینمای ایران در نبود نظارت لازم به دست بسازبفروش هایی افتاده که با استفاده از جذابیت های صوری و با کمک چند چهره شناخته شده ی بازیگری می خواهند کیسه خود را پُر کنند و در این میان مخاطب ایرانی در چنگال انواع صحنه ها و دیالوگ های نامناسب قرار می گیرد و گاه چاره ای ندارد که تماشاگر چنین بساط سردی باشد. شرایط امروز سینمای زننده ی کمدی و اجتماعی در واقع عریان سازی فاجعه ای است که متاسفانه مانند لاک پشتی خزنده در این سال ها به راهش ادامه داده و در دورخیزی حساب شده برای تصاحب نگاهی زیبایی شناسانه و انگاره ای انسانی اقدام می کند و بنا بر دلایلی روشن در جهت کسب درآمد بیشتر، هر گونه بنجلی را با نام مقدس هنر عرضه می دارد. و افسوس و صد افسوس از این جریان های ساده انگارانه و کاراکترهایی رها در آثاری که می بایست مروج فرهنگ باشند و همراه ساز اخلاق و معرفت در زندگی بشری. البته از امثال این فیلم ها توقعی این چنینی نمی رود و از طرفی درصدد دوری عنصر مهم سرگرمی از قاعده تماشا نیستیم، اما در همین تفسیر هم چقدر تفاوت است میان مضصحکانه ساختن با ساخت فیلمی کمدی که در عین نشاندن خنده بر لب های تماشاگر می داند که نه یک سیرک سرگرمی بلکه اثری هنری در قالبی طنازانه است، مساله ای که متاسفانه در بسیاری از آثار اخیر به کل فراموش گردیده است.

اضافه کردن دیدگاه جدید