شماره مطلب : 22276
زمان انتشار : 97/5/27 - 10:35 2018/8/18
آوینی فیلم: آن چه در خصوص مخاطب سینمای کودک مطرح می شود، این است که به جای یک مخاطب می تواند 3 نفر را جذب نماید.  در این خصوص می توان به سینمای ایران خرده گرفت که چرا به این مهم توجه نمی نماید و سال ها از تولید و بروز سینمایی که می تواند هم برای مخاطب کودک  نوجوان و هم خانواده های ایرانی مفید باشد، غافل مانده است!
نیاز به بازنگری در توجه به سینمای کودک و نوجوان

ژانری که مخاطب می سازد

آوینی فیلم: آن چه در خصوص مخاطب سینمای کودک مطرح می شود، این است که به جای یک مخاطب می تواند 3 نفر را جذب نماید. در این خصوص می توان به سینمای ایران خرده گرفت که چرا به این مهم توجه نمی نماید و سال ها از تولید و بروز سینمایی که می تواند هم برای مخاطب کودک نوجوان و هم خانواده های ایرانی مفید باشد، غافل مانده است!

آوینی فیلم: آن چه در خصوص مخاطب سینمای کودک مطرح می شود، این است که به جای یک مخاطب می تواند 3 نفر را جذب نماید.  در این خصوص می توان به سینمای ایران خرده گرفت که چرا به این مهم توجه نمی نماید و سال ها از تولید و بروز سینمایی که می تواند هم برای مخاطب کودک  نوجوان و هم خانواده های ایرانی مفید باشد، غافل مانده است!

در این میان اگر به سینمای کودک و نوجوان در ایران نظری افکنیم، شرایطی بغرنج را از احوال ژانری می یابیم که زمانی نه چندان دوره جزو مهم ترین گونه های آثار تولیدی بود و چه در نزد مخاطبان داخلی و چه نزد جشنواره های خارجی گل سرسبد ایران بود و اصلا سینمای ایران با آثاری از کودک و نوجوان و یا با حضور کودکان در جهان شناخته شد. از فیلم های ابراهیم فروزش مانند «حفره»  «کلید» تا فیلم های ساخته شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و از آثار عباس کیارستمی تا فیلم های ابوالفضل جلیلی که هر یک در جشنواره های بین المللی جوایزی را کسب کردند. همچنین به یاد می آوریم کودکانه های خود را با فیلم های خاطره انگیزی چون «پاتال و آرزو‌های کوچک»، «دزد عروسک ‌ها»، «سفر جادویی»، «گربه آوازه خوان»، «مریم و میتیل، «گلنار» و «مدرسه موش ها» که در نزد مخاطبان به عنوان آثاری تماشایی درآمدند.

 اما این سینمای موفق دهه 60 به یک باره فضایی از نادیده گی را از سوی متولیان امر به خود دید و فضاهای مختلف سیاسی و اجتماعی موجب گرایش فیلمسازان و تهیه کنندگان به ژانر ملودرام شد و سینمای کودک رنگ رخوت به خود گرفت و دورماندگی سینمای کودک از میان آثار تولیدی سینمای ایران در نهایت به وضعیتی رسید که حالا کار از تنفس مصنوعی و شوک هم گذشته و این سینما حتی در معرض مرگ قرار گرفته است! و برگزاری جشنواره کودک و نوجوان که از سال 1361 هرساله برگزار می شود، جدا از نمایش چند اثر محدود و بی رمق حاصلی بر این احوال خاموش یافته ندارد.

این غفلت عظیم سینمای ایران از آثار کودک و نوجوان در حالی است که در سینمای جهان بیشترین آمار فروش در گیشه از آن سینمای کودک و نوجوان است و این رویه ای دنباله دار در فروش آثار جهانی است. برای نمونه می توان به فروش قابل توجه قسمت سوم انیمیشن «پاندای کونگ ‌فوکار» در سینماهای آمریکا و و بازارهای جهانی مانند روسیه و کره‌ جنوبی و چین اشاره کرد که نشانه ای از حیات پُر رونق سینمای کودک و نوجوان است، چنان که مجموع فروش این انیمیشن در سرتاسر جهان به رقم 116.7 میلیون دلار رسید. همچنین انیمیشن «زوتوپیا» علاوه بر جلب نظر منتقدان و کسب امتیاز سینمایی A از تماشاگران، عنوان پرفروش ‌ترین فیلم سینماهای آمریکای شمالی در ماه مارس را از آن خود ساخت و همراه با فروش فوق ‌العاده در سینماهای آمریکای شمالی در سایر نقاط جهان نیز فروش بسیار خوبی داشت. اما باز هم سینمای کودک و نوجوان و کمپانی دیزنی فیلم پُر فروش دیگری در ماه های گذشته داشت و آن فیلم «کتاب جنگل» بود که هفته ها در گیشه فروش یکه تاز بود و باعث افت فروش دیگر فیلم‌های سینمای آمریکا شد. آثاری از جنس کودکانه های «The Jungle Book» به دلیل قصه جذاب و استفاده از عناصر ذائقه پسند مخاطبان عمومی توانستند این مهم را به اثبات برسانند که سینمای کودک و نوجوان می تواند همیشه به عنوان ژانری پویا و پُرمخاطب مورد توجه قرار بگیرد.

اما سینمای ایران غافل از چنین احوالی از این مساله مهم دور مانده است و نه تنها در تولید رغبتی از سوی سرمایه گذاران و تهیه کنندگان سینمایی برای ساخت آثار کودکانه وجود ندارد بلکه در مراحل بعدی و به خصوص در اکران هم هیچ گونه حمایتی از فیلم های تولیدی انجام نمی شود. جدا از این انواع ممیزی های بی دلیل و سوء تفاهمات احتمالی از نوع و زاویه نگاه فیلمسازان مختلف مانعی برای بروز خلاقیت ها در این گونه شده است. برای نمونه پتانسیل سینمای کودکانه با خلاقیت در ایجاد حس تخیل همراه است اما تنها به دلیل این که چنین فضایی تحت سلیقه ممیزی خاص قرار ندارد، سینمای ایران از این امکان مهم دور می شود! و باقی قصه ای چنین دردناک را می توان خواند.

سینمای ایران در حالی از سرمایه گذاری برای آثار کودک و نوجوان دور مانده است که ما در همین سینما فیلم های پُر فروشی داشتیم و در سال های اخیر تولید انیمیشن های جذاب و پُرمفهومی همچون «شاهزاده روم» و «فیلشاه» ساخته جوان مومن و کاربلد؛ «هادی محمدیان» نشان داد که ظرفیت های بالقوه ای برای سینمایی ارزنده در قالب انیمیشن وجود دارد و نیاز است با دستان خلاق و توانای هنرمندانی دغدغه مند و با مساعدت مسئولان تبدیل به بالفعل شود.

اضافه کردن دیدگاه جدید