شماره مطلب : 22471
زمان انتشار : 97/6/20 - 11:56 2018/9/11
آوینی فیلم:  فیلم «چراغ های ناتمام» درباره تفاوت میان نوشتن و چگونه نوشتن است. بریده گی های دلی که از هزار دلهره گذشته و تب و تاب بی قراری دارد اما دفتری برای سپردن دردهای قلم بر آن نمی یابد تا این که یک پیشنهادِ متفاوت همه آرزوهای نوشتنش را رنگ جلا می بخشد تا خیالی را که «جلال» بارها در دل گذرانده است، با یافتن نشانه هایی از مسافران جبهه در خود بیابد.
تحلیل و بررسی موشکافانه ی فیلم در حال اکران «چراغ های ناتمام» ساخته مصطفی سلطانی

می توان چراغ ها را روشن کرد

آوینی فیلم: فیلم «چراغ های ناتمام» درباره تفاوت میان نوشتن و چگونه نوشتن است. بریده گی های دلی که از هزار دلهره گذشته و تب و تاب بی قراری دارد اما دفتری برای سپردن دردهای قلم بر آن نمی یابد تا این که یک پیشنهادِ متفاوت همه آرزوهای نوشتنش را رنگ جلا می بخشد تا خیالی را که «جلال» بارها در دل گذرانده است، با یافتن نشانه هایی از مسافران جبهه در خود بیابد.

آوینی فیلم:  فیلم «چراغ های ناتمام» درباره تفاوت میان نوشتن و چگونه نوشتن است. بریده گی های دلی که از هزار دلهره گذشته و تب و تاب بی قراری دارد اما دفتری برای سپردن دردهای قلم بر آن نمی یابد تا این که یک پیشنهادِ متفاوت همه آرزوهای نوشتنش را رنگ جلا می بخشد تا خیالی را که «جلال» بارها در دل گذرانده است، با یافتن نشانه هایی از مسافران جبهه در خود بیابد.

فیلم «چراغ های ناتمام» داستان نویسنده ای متعهد و آرمانگرا چون «جلال» است. مردی دغدغه مند و البته آرزومندِ جهان و جامعه ای زیبا که بارها برای یافتن سفارشی که مدنظر تفکرش باشد، منتظر ماند و بسیاری از معضلات اقتصادی را به همراه خانواده اش تحمل کرد و حتی تن به هر کاری همانند باربری داد اما قلمش را صرف هر موضوع مغایر با آرمان هایش نساخت. «چراغ های ناتمام» چنان درخشان و این جایی است که می توان ظرافت های چنین ایده ای را به لحاظ مفاهیم ارزنده نهفته در آن مورد اهتمام قرار داد.

نکته مهم در فیلم «چراغ های ناتمام» محوریت قرار دادن نویسنده ای است که نوشتن با تمام وجود و باورهایش مماس است و این نکته در جهان امروز که نویسندگی تنها به عنوان امری حرفه ای جهت گذران امورات و کسب درآمد تعریف می شود، جای ارزش دارد. در واقع نوک قلم «جلال» کاملا مماس با قلب و اندیشه اش می باشد چنان که نه سفارشی برخلاف عقیده اش می پذیرد و نه با چنین افراد سفارش دهنده ای سر سازش دارد. بارها درگیری ها و مجادلاتی که «جلال» در برابر افراد مصرف زده فرهنگی و فرهنگیان قلابی صورت می دهد برآمده از همان نگاه انقلابی او است که تعهد امری بس مهم در روزگار و البته در راستای شرافت قلم است و از این رو چه از دیدگاه «شهید سیدمرتضی آوینی» و چه در مسیر نویسندگی «جلال آل احمد» و چه از منظر «کامو»یی نیز «تعهد اهل قلم» امری اساسی تفسیر می شود، چنان که در نظرگاه کامو، نويسنده آسيب پذير و لجوج و سمج و حتی ناعادل اما شیفته عدالت است. در واقع نقطه طلایی در اولین ساخته سینمایی مصطفی سلطانی، میزان توجه به دغدغه های نویسندگی و تقابل اندیشه های درونی نویسنده با تعارضات جهان بیرون است که گاه مرزی از تنهایی و سکوت در برابر همهمه جهان بیرون می آفریند و گاه تا آستانه جنون و طغیان از سوی شخصیت سرباز می زند.

«چراغ های ناتمام» از نقطه عطف اول فیلمنامه یعنی سفارش نگارش کتابی درباره خاطرات شهدای مفقودالاثر به «جلال» تا پایان فیلم و لحظه زایمان دغدغه های «جلال» و پدرش، حول محور «ترکیب خیال و واقعیت» دنبال می شود و «جلال» به دلیل کاستی هایی که در منابع اطلاعاتی دارد رو به منظری از خیال پردازی می رود. چنین شرایط مشابه ای را می توان در فیلمنامه نویس «چراغ های ناتمام» هم دید که گویی توسل به خیال را مسیری مناسب تر برای نمایاندن درونیات «جلال» می داند. اما چگونگی به تصویر درآوردن این وجه خیال انگیز که تلفیقی از جهان اعتقادی «جلال» و تصورات درونی وی از چگونه زیستن و نیز اطلاعات در دسترس اش می باشد، مهم ترین وجه این مسیر است؛ مسیری از تلفیق خیال و واقعیت که پیش از این در آثار مهم سینمای جهان طی شد و گاه با موفقیت هایی همراه گردید و فیلم «چراغ  های ناتمام»  از نشانه ها و روایات مبتنی بر بازه خیال در مسیر پرداخت درونیات «جلال» بهره مناسبی می برد. در واقع می توان گفت «کوله» و یا بهتر بگوییم «گنجینه» ای که از مردان حماسه و ایثار به دست «جلال» رسید و مسیری که او از میان عکس ها تا سفر به زادگاه یکی از مدافعان گرانقدر این سرزمین پیمود، قابل تاملی عمیق است چرا که آن سفر «جلال» با قطار «خیال» در واقع بیشتر جست و جوی خود بود تا یافتن مردانی که مسیر و هدف و آرمان هایشان خیلی پیشتر تعیین شده بود.

جلالِ «چراغ های ناتمام» به دنبال خویشتن بوده است؛ مردی دردمند که نیاز به بازگشایی دارد و سراسیمه از بودنی بی دغدغه می باشد و در جامعه ای بی باور، تاب و توان زیستن را در خود فرسوده می یاید. جلال با یافتن کلیدِ زندگی شهیدی از شهدای گرانقدری که قرار بر نگارش زندگی آن ها دارد، سبک چگونه دیدن را می یابد و وارد کاشانه ای می شود که در آن می توان بی واهمه بود و نوشت. «جلال» در حال نوشتن مشق زیستن بوده و از کنار هم قرار دادن عکس ها و نامه ها و تصاویر شهدا، چهره حقیقی زندگی را می یابد و این مهم ترین تحفه ای است که مردان جبهه برای بازماندگان به جای گذاشته اند. از این رو فیلم «چراغ های ناتمام» دست روی نقطه مهم و حساسی برای پرداختی هنری گذاشته است؛ مساله ای که می تواند در نگاه ناقدان غایب بماند، چرا که چنین نشانه هایی نیازمند غوطه خوردن در آب زلال عاشقی است. در حقیقت می توان گفت برای کشف جهان «چراغ های ناتمام» باید کمی بیشتر از مواجهات معمول با آثار پیرامون نگریست و در زلالی خیالی شیرین همراه «جلال» وارد روستایی مصفا از جاودانگی شد. آن جا که نگریستن به زندگی راه و رسمی دیگر می طلبد. آن جا که کلبه زندگی با کاه گِل عاشقانه ای همراه با لبخند بنا می شود و چه زیبا فیلمساز از دل همین مسیر عاشقانه، جاده ای گسترده رو به سوی مخاطب می گشاید؛ مسیری که انتهایش بهشتی رو به عالم جاوید است.

فیلم «چراغ های ناتمام» از طریق جهانی امروزی و شخصیت هایی زمینی مخاطب را وسوسه می سازد که سری بالا آورده و آن سوتر را بجوید. جایی که شکل و شمایل زیستن معنایی در پس خود دارد. در این فیلم می توان وجوه مختلف معنایی را به کشف درآورد که یکی از مهم ترین آن ها دریافت سبک زندگی اصالت مندی است که فیلمساز در «چراغ های ناتمام» معرفی می کند. در واقع سبک زندگی اسلامی-ایرانی که مساله ای قابل تامل در زندگی امروز می باشد را می توان در متن خانواده «جلال» یافت. خانواده ای با مختصات الگوپذیری که نوع رابطه مرد و زن و رابطه والدین با فرزند و رابطه با سالخوردگان کاملا نشانه گذاری شده است، چنان که «جلال» بارها در مقابل دیدگان کودکش به پدر پیر و درمانده اش غذا می دهد، زن با وجود همه مشکلات اقتصادی با صبر و متانت و بردباری به حفظ کیان خانواده کمک می کند و مرد برای گریز از شرمساری نزد خانواده اش حتی ابائی ندارد که باربری کند. خانه و خانواده در فیلم «چراغ های ناتمام» چه در شکل بیرونی و نوع معماری اش و چه در حال و هوای درونی و نمایان سازی فضایی برای ارزشگذاری حرمت ها نمونه ای قابل توجه در بروز خانواده باشرافت ایرانی است.

در لایه ای دیگر از فیلم «چراغ های ناتمام» می توان به منظر دین رسید و این که اثر در یک سوم پایانی مفهوم عمیق ایثار و شهادت و مقاومت و دفاع مقدس را از خاک این سرزمین به جغرافیایی با عظمت همه مردانگی ها می کشاند و این یکی از درخشان ترین تمهیدات به کار رفته در فیلم است که در سکانس انتهایی با استفاده از جلوه های ویژه بصری، تابلویی زیبا از هم کیشی رزمندگان دلیر این سرزمین با آزاده مردان صحرای کربلا می آفریند؛ آن جا که خون های پاک شهدای ایران زمین با شهدای کربلا تلفیق می شود و این نقش بستن، نهایت منظری است که فیلم از ابتدا پله پله با کنار هم قرار دادن عناصر روایی و بصری بدان رسیده است و این نتیجه فیلمی است که تعهد را نه تنها در منظر شخصیت اصلی فیلم بلکه در ذات اثر می توان یافت.

اضافه کردن دیدگاه جدید