شماره مطلب : 23666
زمان انتشار : 97/10/17 - 16:28 2019/1/7
آوینی فیلم: حمیدرضا آذرنگ در آثار مختلفش نشان داد که هنرمند متعهدی محسوب میشود و این تعهد را میتوان در اجرای نمایش در حال اجرای «خنکای ختم خاطره» به خوبی مشاهده کرد. گفتگوی اختصاصی «آوینی فیلم» با «حمید رضا آذرنگ» بازیگر سینما و تلویزیون و تئاتر را بخوانید. مصاحبه ای که در آن درباره وضعیت تئاتر و سینما در این روزها صحبت شد و به انتقاد از عدم تزریق بودجه توسط دولت کشیده شد.
گفتگوی آوینی فیلم با حمیدرضا آذرنگ بازیگر و کارگردان سینما و تئاتر

با صدای بلند میگویم من دچار شکست شدم

آوینی فیلم: حمیدرضا آذرنگ در آثار مختلفش نشان داد که هنرمند متعهدی محسوب میشود و این تعهد را میتوان در اجرای نمایش در حال اجرای «خنکای ختم خاطره» به خوبی مشاهده کرد. گفتگوی اختصاصی «آوینی فیلم» با «حمید رضا آذرنگ» بازیگر سینما و تلویزیون و تئاتر را بخوانید. مصاحبه ای که در آن درباره وضعیت تئاتر و سینما در این روزها صحبت شد و به انتقاد از عدم تزریق بودجه توسط دولت کشیده شد.

آوینی فیلم: حمیدرضا آذرنگ در آثار مختلفش نشان داد که هنرمند متعهدی محسوب میشود و این تعهد را میتوان در اجرای نمایش در حال اجرای «خنکای ختم خاطره» به خوبی مشاهده کرد. آذرنگ به عنوان نویسنده و کارگردان و بازیگر این نمایش پرمخاطب نگاهی متفاوت و به دور از کلیشه به دوران دفاع مقدس و سالهای پس از آن داشت و چنان تصویر نزدیک و باورپذیری از شخصیت «یوسف» برای مخاطبان آفرید که در پایان نمایش در برابر سلام نظامی این سرباز وطن با تمام وجود اظهار همدلی کنند. در ادامه گفتگوی اختصاصی «آوینی فیلم» را با «حمید رضا آذرنگ» را بخوانید.

چگونه به این قالب نمایشی برای اجرا رسیدید که موجب استقبال و همراهی مخاطبانی از طیف های مختلف شد؟

بحث اجرا جدا از نوشتن نمایشنامه همیشه برایم دغدغه بوده است. نمایشنامه خنکای ختم خاطره را حدود 9 سال پیش نوشته بودم و به دلیل یکسری کارهای دیگر نتوانستم آن را به صحنه ببرم. بالاخره به این نتیجه رسیدم که خودم کار را براساس شکل و شمایلی که میخواهم به صحنه ببرم و نتیجه اش همین نمایشی شد که این روزها در معرض دید مردم است.

در این مدت طولانی از نگارش نمایشنامه تا اجرای نمایش روی آن کار هم می کردید یا کاملا رها شده بود؟

زمانی که یک نویسنده اثری را خلق میکند، در ذهنش چگونگی فرم و اجرای اثر هم متصور میشود و خط کشی های اجرایی برایش شکل می گیرد. برای من هم همینطوری بود و زمانی که نوشته بودم، ذهنیت اجرایی داشتم منتهی به خاطر اینکه فاصله ای چند ساله افتاد. از طرفی تجربیاتی به عنوان بازیگر داشتم که با عقیده و سلیقه من تفاوت داشت و برای همین میخواستم که خنکای ختم خاطره را با سلیقه خودم به صحنه ببرم.

به نظر می رسد با توجه به آشنایی تان با فضای جنگ و جنوبی بودنتان، خیلی خوب آدمهای آن دوران را می شناسید و برای همین خنکای ختم خاطره از شکل کلیشه ای آثار مشابه دور شد و این همه از آن استقبال شد.

با وجود اینکه جنگ را از نزدیک تجربه کردم اما درباره آدمهایی که در نمایش می بینیم و جزو خانواده های ایثارگر هستند چندان شناخت نزدیکی نداشتم و بیشتر متکی به شیوه درام نویسی شدم. به طور حتم همه حواسم به این بود که کاری شعاری درباره دفاع مقدس نسازم و قبلا هم در آثار دیگرم از شعارزدگی دور بودم. دنبال کار سفارشی هم نبودم و میخواستم خیلی روشن و صادقانه درباره آن دوران بگویم. به نظرم شعار ایدئولوژیک یک دروغ است و باعث دورشدن مخاطب میشود. تزریق منفی به ذهن مخاطب امروز درباره دوران جنگ مطابق سلیقه من نیست. قرار هم نیست که من سلیقه خودم را به تماشاگر تحمیل کنم. من تنها از واقعیت فضای پس از جنگ گفتم و نسبت به این مساله کاملا مقید هستم. بخش اعظم خلق یک درام از قوه خلاقه یک ذهن می آید و اینکه بتوان خوب قصه پردازی کرد. من هیچ کدام از این خانواده هایی را که فرزند مفقود الاثر دارند، از نزدیک ندیدم اما تصوری که از آنها داشتم من را به خلق یک درام قصه گو راهنمایی کرد.

این نمایش در عین اینکه درد دل خانواده های شهدا است، انتقادی هم به دورشدن بعضی از مسئولان و مردم از آرمانهای دوران جنگ دارد. شکل انتقادی این نمایش را چگونه دیدید؟

به طور حتم قصه خنکای ختم خاطره از جامعه ام آمده و به ذهن من رسید. من تنها راوی قصه هایی بودم که در میان اقشار مختلف مردم می توان پیدا کرد. من به روایت آنها مومن بودم و از شروع کار به انتقاد فکر نمیکردم چون اگر این بخش خیلی برجسته میشد باز به سمت شعارزدگی میرفت. من فقط سعی کردم قصه گوی خوبی باشم. حالا در قصه گویی مطمئنا شرایط مختلف جامعه و حالی که مردم و هنرمند دارد، خود را در اثر نشان میدهد و باعث میشود که یک مخاطب چنین برداشتهایی هم بکند.

با توجه به استقبال خیلی زیادی که از نمایش خنکای ختم خاطره شد و مشکلاتی که در زمینه بازیگری سینما در چند فیلم مثل «آذر» داشتید، به نظر میرسد که بیشتر تمایل به فعالیت در حوزه تئاتر پیدا کنید. درست است؟

ترجیحم این است که یک کم بیشتر از سینما فاصله بگیرم و بیشتر بنویسم. قطعا تئاتر منزل من است و نمیتوانم از خانه ام بیرون بیایم. منتهی شرایط تئاتر هم شرایط خوبی در این روزها نیست.

امسال در جشنواره فیلم فجر هم برخلاف سالهای گذشته که خیلی فعال بودید، هیچ فیلمی ندارید!

مهم نیست. فیلم «دو طبقه روی پیلوت» به کارگردانی آقای ابراهیمیان را داشتم که به نظر میرسید در جشنواره باشد و در لیستی که در فضای مجازی اعلام شد هم بود اما در جشنواره پذیرفته نشد. به نظرم اصلا بودن یا نبودن در جشنواره مهم نیست.

این روزها شرایط فعالیت در تئاتر بهتر است یا سینما؟

تئاتر از سینما هم بدتر شده است. به خاطر اینکه الان هر اثری که بخواهد نگاه دراماتیک قدرتمندی داشته باشد و خارج از قواعد امروزی تئاتر که به هر قیمتی دنبال گیشه هستند، باشد کار سختی دارد. نمایشهایی را می بینیم که شناسنامه کار را به عهده چند شخصیت مشهور میگذارند و هیچ توجهی به درام و کارگردانی و متن خود ندارند. نمایش به حرفی که میزند اندکی هم تعهد ندارد. فقط دنبال این هستند که سالن نمایش پر شود. از طرفی هجوم سرمایه گذاران ناشناخته ای را در تئاتر مثل سینما می بینیم که باعث میشود کمتر اجرای استانداردی شکل بگیرد. البته میل به کارکردن همیشه هست اما مشکلات جلوی خلاقیتها را می گیرد.

با توجه به استقبال زیادی که از نمایشتان شده است، به وضعیت باثباتی در زمینه درآمد نرسیدید؟

سالن نمایش خنکای ختم خاطره هر شب در ایرانشهر کاملا پر است و حتی مخاطبانی خارج از طرفیت هم داریم. اما با همین ظرفیت هم از الان در گیشه متضرر هستم. یعنی خارج از اینکه خودم به عنوان کارگردان و نویسنده و بازی در دو نقش این نمایش کار کردم، شرمنده بازیگران خوب این نمایش هستم. البته هیچ وقت نگاه کاسبکارانه به تئاتر نداشتم اما هزینه های مختلف مثل دکور و سالن و پوستر و خیلی چیزهای دیگر و همچنین تعداد کم اجراها حساب و کتاب را به هم می ریزد. یک اثر تا می آید شکل و شمایل نمایشی پیدا کند، مجبور میشود از صحنه حذف شود. از تولد تا مرگ یک اثر تئاتری الان به 30 روز هم نمی رسد.

اما شب های دو اجرایی هم داشتید.

مجبور بودیم که دو اجرایی باشیم وگرنه توانایی ماندن نداشتیم. دارند هنرمندان را ترغیب میکنند که به سمت نمایشهایی بروند که در نهایت یک یا دو پرسوناژ و طراحی خیلی سبک دارد. البته طراحی صحنه که سالهاست در تئاتر ما معنی ندارد، وقتی کارگاه دکور و کارگاه لباس حذف شد دیگر معنی تخصص از بین رفت و بی احترامی نسبت به ابزار مهم تئاتر شد. الان فقط نگاه اقتصادی به تئاتر وجود دارد و دغدغه گیشه باعث شده که خیلی از اتفاقات هنری و فرهنگی جایی نداشته باشد. تئاتر در این روزها یک شو یا شبه نمایش شده است.

شما در نمایش خنکای ختم خاطره ثابت کردید که میشود هم به هنر فکر کرد و هم مخاطب زیاد داشت.

ولی با صدای بلند میگویم من دچار شکست شدم. اعضای گروهم 40 نفر هستند و شرایط اقتصادی جوابگو نیست. با یک ضرب و جمع ساده درباره هزینه ها میتوان به متضرر شدن در تئاتر پی برد. در هر صورت من پشیمان نیستم و سعی میکنم کار خودم را بکنم.

البته اگر بودجه دولتی هم به تئاتر تزریق شود، شائبه وابسته بودن را به لحاظ فکری برای هنرمند به وجود می آورد.

اصلا. مگر چند سال پیش دولت به فرهنگ و هنر کمک نمیکرد. این وظیفه دولت است که بودجه ای را برای بهبود شرایط تئاتر اختصاص دهد. این در همه جای دنیا هست. بودجه مختص به تئاتر غیر از بخش کوچکی برای اداره تئاتر باید برای نمایشها خرج شود. چون تئاتر فرهنگ ساز هر جامعه ای است و برای این کار باید هزینه کرد. بودجه دولتی در سالهای پیش توسط نظام ما و دولتهای ما برای تولید تئاترهای خوب هزینه میشد منتهی از زمانیکه این بودجه به جاهای دیگر رفت، اوضاع تغییر پیدا کرد. الان بودجه هست اما دیگر به تئاتر تخصیص پیدا نمیکند و به حواشی تئاتر و مسائلی مثل برگزاری جشنواره های متعدد و اتفاقاتی که هیچ کمکی به هنر نمیکند، تعلق میگیرد. مسئولان دنبال هزینه کردن در جاهایی هستند که ویترین تبلیغاتی برایشان داشته باشد. مسلما با این دیدگاه نباید در انتظار شرایط خوبی برای فرهنگ و به خصوص تئاتر باشیم. 

اضافه کردن دیدگاه جدید