شماره مطلب : 8187
زمان انتشار : 93/5/25 - 08:56 2014/8/16
میگویند خانه سینما نهاد صنفی است. چه خوب! پس آدمهایی که در رأس این نهاد هستند باید از هر فرصتی استفاده کنند برای کمک به اعضای صنوف
در حال و هوای جشنی موسوم به انجمن منتقدان خانه سینما

با ما خویشاوند باش! داور جشن باش!

میگویند خانه سینما نهاد صنفی است. چه خوب! پس آدمهایی که در رأس این نهاد هستند باید از هر فرصتی استفاده کنند برای کمک به اعضای صنوف

خانه سینما صنفی تر بود یا کمیته ساماندهی صنوف؟

میگویند خانه سینما نهاد صنفی است. چه خوب! پس آدمهایی که در رأس این نهاد هستند باید از هر فرصتی استفاده کنند برای کمک به اعضای صنوف. کمک به اعضای صنوف هم مراتبی دارد که اصلی ترین آنها کمکهای اقتصادی است. یعنی از یک طرف باید اعضای این صنوف بتوانند به واسطه همین عضویت شرایط کاری بهتری داشته باشند و از طرف دیگر کمکهای دولتی که به خانه سینما سرازیر میشود به طور مساوی میان اعضا تقسیم شود.

با این حال آنچه از عملکرد خانه سینمای فعلی می بینیم جز رفتارهای شِبه سیاسی که ثمره آن هم فقط به جیب حلقه معدودی میرود نیست. هیات رییسه های صنوف مختلف هر سال با هزینه ای که آبشخوری دولتی دارد جشنهایی را هم برگزار کرده و در این جشنها از معدودی رفقا دعوت کرده و به آنها جوایزی هم میدهند که چه؟ که بگویند بـــــــــله! خانه سینما همچنان وجود دارد اما دریغ از سر سوزنی کمک به صنف. در آن دو سالی که خانه سینما تعطیل بود کمیته ای به نام ساماندهی صنوف وجود داشت که سالی یکی دو بار هم که شده کارت هدیه هایی را میان اعضای صنوف توزیع کرده و در مناسبتهایی مانند ماه رمضان نیز اقلامی را به اعضا میداد اما متاسفیم که در یک سال بازگشایی خانه سینما نه بُنی وجود دارد و نه اقلامی!

جایزه مهندسی صدا را هم خودشان تقدیم میکنند مبادا زحماتشان نادیده بماند!

با این حال جشنها پرشکوه تر از قبل به راه افتاده و البته که برای برگزاری نشستهای جشنها هم به اندازه کافی بریز و بپاش صورت میگیرد. تازه ترین جشن از این دست مربوط به انجمنی است موسوم به منتقدان خانه سینما؛ انجمنی که در یک سال شروع به کار مجدد خانه سینما مرتب آبستن حادثه بوده است. از جلسه رأی گیری آن برای انتخاب هیأت رییسه که به بی نظم ترین شکل ممکن برگزار شد و بعد تمامیت خواهی یکی از اعضای هیات رییسه در جریان جشنواره سی و دوم و کنترات کردن جلسات نقد و بررسی و به دنبال آن مخالفت رییس انجمن با این عضو و تهدیدش به استعفا و در نهایت استعفای رییس پیشین و معرفی کردن شبانه همان کنتراتچی به عنوان رییس جدید که با انتقاد بسیاری از پیشکسوتان جامعه منتقدان روبرو شد.

طبیعی بود که این حوادث که اغلب ریشه های مادی دارد به جشن منتقدان خانه سینما هم برسد و بسیاری از آنها که در جشن حاضر بودند را هم دلزده کند.

تمامیت خواهی هیات رییسه این انجمن تا حدی بود که حتی برای اهدای جوایز هم صرفا از آنهایی استفاده کرد که یا عضو هیات رییسه اند و یا نزدیک به آن. واقعا اینان چقدر تب شهرت دارند که برای اهدای جایزه بهترین مهندسی صدا(!!!)هم باید خودشان در صحنه حضور داشته باشند و مثلا امکانش نیست که کسی خارج از دایره پوسیده شان حضور به هم رساند؟

همسفر مدیر سابق، جایزه استعداد درخشان را میدهد

همه جوایز را هم که خودشان توزیع کنند باز بد نبود برای اهدای جایزه خلاقیت و استعداد درخشان یک روزنامه نگار جوان روی صحنه بیاید نه کسی که در همه مدت تعطیلی خانه سینما به لطف همکاری با یکی از مدیران سینمایی سابق سفرهای خارجی متعددی را در کارنامه خود ثبت کرد! طبیعی بود که دوستان در بخش اهدای جوایز جایی را هم برای مدیر روابط عمومی جشنواره فجر باز میکنند تا به هنگام برگزاری جشنواره باز هم خودشان باشند که دربست جلسات نقد و بررسی را کنترات کنند.

از همه اینها که بگذریم در جشنی که مربوط به انجمن منتقدان خانه سینما است چه ضرورتی دارد که مثلا از یک کارگردان برای اهدای جایزه بهترین بازیگری استفاده کنند؟ مگر مثلا در جشن کانون کارگردانان این منتقدان هستند که هدایای بزرگداشتها را میدهند؟ طبیعی است که اگر جشن برای انجمن منتقدان است باید این منتقدان باشند که جایزه دهند اما از آنجا که هیات رییسه انجمن مذکور بیشتر از آن که ریشه در روزنامه نگاری مستقل داشته باشد، اعتبار خود را از مراوده با یکی دو سینماگر مرتبط با سیستم دولتی میگیرد پس چاره ای ندارد که تا میتواند به اینها باج دهد.

هماهنگی با کنتراتچی برای دفاع از اصغر و شرکاء

یکی از زشت ترین اتفاقات جشن منتقدان خانه سینما زمانی رقم خورد که یکی از جایزه دهنده های کاملا وابسته وقتی میخواست جایزه بهترین بازیگر زن را دهد با هماهنگی کنتراتچی با طعنه ای به مریلا زارعی اسم او را به عنوان برنده خواند؛ طعنه ای که البته با هوشمندی زارعی مبنی بر اینکه 20 سال بعد پاسخ او را میدهد خنثی شد! طبیعی است که چنین طعنه هایی برآمده از سیاسی بازیهایی است که مدتهاست کارکرد صنفی را از خانه سینما گرفته است! احتمالا همه گناه زارعی این بوده که در روز قدس متلکی انداخته به کمپین بی بو و خاصیت اصغر فرهادی و حالا نوچه دست دوم جریانی که فرهادی و بزرگتر از او را هدایت میکند خواسته خودی نشان دهد و البته ژست شبه روشنفکرانه ای هم بگیرد.

انجمن منتقدان خانه سینما با قرار دادن تریبون خود در اختیار نوچه های یک جریان سیاسی خاص آن هم در جشن خود نشان داد که تمام قد در اختیار چنین جریانی است و عایدی سفرهای خارجی هیات رییسه به جشنواره های آن ور آبی نیز از همین مراودات تامین میشود.

وقتی همسر عضو هیات رییسه، میشود داور بخش مستند

اما این همه ناراستی انجمن نیست. انجمن منتقدان خانه سینما حتی در داوری و توزیع جوایز هم بیش از هر چیز رابطه را بر ضابطه الویت داد تا احتمالا باز هم در ماههای آینده هیات رییسه خود را از منافع این حال اساسی که به برخی چهره های شبه روشنفکر کاملا وابسته داده بهره مند کند. حال و روز انجمن منتقدان خانه سینما آن قدر آشفته است که یکی از اعضای هیات داوری بخش مستند جشن، به واسطه رابطه فامیلی درجه یکی که با یکی از بانوان هیات رییسه دارد به داوری برگزیده شده بود آن هم در حالی که سابقه روزنامه نگاری اش حتی به اندازه یک دفترچه 40 برگ طرح "تعلیم و تعلم عبادتست" هم نیست!

این اتفاقات اگر در صنفی روی میداد که اعضای آن هدفگذاری خود را اصلاح معضلات قرار نمیدادند ایرادی نداشت اما صنفی که ادعایش این است که قصد اصلاح سینما را دارد به ظاهر هم که شده باید جلوی بروز سوء تفاهمات را بگیرد. وقتی هیات رییسه این انجمن حتی در برگزاری جشن سالانه خود هم این قدر کج و معوج پیش میرود چگونه میتواند ادعای آن را داشته باشد که میتواند کمک حال سینما باشد!

 

اضافه کردن دیدگاه جدید