شماره مطلب : 9948
زمان انتشار : 93/9/4 - 09:33 2014/11/25
 روزها و هفته ها از پس هم به تاراج می رود و در این میان تنها نشانه هایی گذرا از برنامه های موسوم به گرامیداشت سپری می شود تا شاید حالا که در عمل فرسنگ ها با واژه حقیقت به دور مانده ایم، در قافله ی سخن همچنان کاروان همیشگی خود را به پیش برانیم.

رواج فرهنگی گمراه کننده در کتاب های صادره

روزها و هفته ها از پس هم به تاراج می رود و در این میان تنها نشانه هایی گذرا از برنامه های موسوم به گرامیداشت سپری می شود تا شاید حالا که در عمل فرسنگ ها با واژه حقیقت به دور مانده ایم، در قافله ی سخن همچنان کاروان همیشگی خود را به پیش برانیم.

به گزارش آوینی فیلم ، روزها و هفته ها از پس هم به تاراج می رود و در این میان تنها نشانه هایی گذرا از برنامه های موسوم به گرامیداشت سپری می شود تا شاید حالا که در عمل فرسنگ ها با واژه حقیقت به دور مانده ایم، در قافله ی سخن همچنان کاروان همیشگی خود را به پیش برانیم. حکایت هفته سپری شده کتاب و کتاب خوانی امسال نیز همانند گذشته چنین روایت شد که جماعتی را تشویق به فرهنگ کتاب خوانی سازند و گفتگوهایی در این خصوص به عمل آید. اما این پرسش در خصوص امر مقدس و ارزنده کتاب در سرلوحه ی اندیشه قرار می گیرد که آیا همچنان که تاکید بر کتاب خوانی است، بسترهایی مناسب از وجود کتاب هایی ارزش مدارانه در جهت آرمان های الهی و مکتب گوهرمند اسلام و واژه هایی بر آمده از اصالت ایران زمین را فراهم ساخته ایم؟

همانطور که مسلم است کتاب، دریچه ای است که تفکر را به حرکت درآورده و بذری ارزنده در تار و پود راهبردی انسان می نشاند و این مساله چنان در انعطاف بسر می برد که در صورت وجود سموم نشسته در بذر نه تنها از اصل موضوع هدف مندی سلامت ذهن به دور می شویم، بلکه گام هایی تاسف بار را در خلاف جهت اندیشه های نظامی الهی انسانی، طی خواهیم کرد.

در سال های اخیر، حوزه نشر چنان با نگاهی به ظاهر آزادانه اما در واقع لجام گسیخته اقدام به صدور و نشر آثاری با محتوای تشکیک برانگیز نموده است که حالا نمی توان با قاطعیت به مخاطبین و علی الخصوص جوانان جویای حقیقت اعلام نمود که براساس موضوع علاقمندی خود، می توانند اقدام به مطالعه آثار کنند.

از انتشار کتابی موهوم در خصوص امام عصر تا ارائه رمان هایی با دافعه ی موضوعاتی انحرافی می توان به نمونه هایی گمراه کننده از مسیر تفکر فرهنگ و اصالت ایرانی رسید و در این میان حتی به مواردی مخالف با استواری دین مبین اسلام هم می توان اشاره داشت. اما سوال این جاست که مسئولین عرصه کتاب،چگونه در باب کاستی های سرانه ی مطالعه دم از آه می زنند و در مقابل به دامنه ی کیفی همین آثار موجود در بازار، نگره ای خیرخواهانه نمی دارند؟ با این شرایط، چگونه می توان قشری عظیم از مردمان مسلمان و معتقد به مفاهیم اسلامی را به دنبال کشف نشانه هایی به دور از افتاده از اندیشه های دینی سوق داد؟

آیا دادن مجوز به اندیشه و رسم الخط گمراه کننده شاعری متروک در آن سوی جهان، گام هایی در جهت بسط فرهنگ اسلامی ایرانی است؟ و یا مجذوب نمودن خواننده ی کتابی است که با سحر واژه های مولف در خصوص نویسنده ی فراری،غزل سرایی عارف می بیند؟

آیا در این آشفته بازار صدور مجوز برای مثال می توان به جوان متدین ایرانی پیشنهاد داد که کتابی در خصوص آرا و اندیشه های فکری یک به اصطلاح شاعر را " به رسم حقیقت و زیبایی" بخواند و حتی از وجود ذوق هنرمندانه و فلسفه پنهانی آثار این شاعر طاغوت زده به خود و فرهنگ اش بنالد! این چه حقیقتی در نگره ی نویسنده ای است که در همه این سال های تاریخی از پشت آکواریوم های ظریف آن سوی غرب به دنبال برپایی شعارهایی ذوق زده برای پند هوادار بوده است.

کتاب زندگی و شعر اسماعیل خویی نه تنها به عنوان اثری قابل خوانش به شمار نمی آید، بلکه سعی دارد با رویکردی حق به جانب از این شاعر فراری، رونمایی جدیدی نزد اذهان نوپای داخل ایران نماید. تفکری مسموم از تلاش های مغرضانه نویسنده ای که قبل از انقلاب به دنبال گروه بی هویت چریک های خلق بود و بعد از انقلاب هرکجا نشستی و یا برنامه ای مغرضانه از باندهای سیاسی رنگارنگ به چشم می خورد، یک سوی آن همین اسماعیل خویی بوده است.

تنها خواندن شعری همچون چکامه اندیشیدن به اسلام از این شاعر برای مسئولین صدور مجوز کفایت می کرد که از درونیات وی باخبر شوند، اما در کمال تعجب، مسئول مربوطه در وزارت ارشاد اعلام می کند که براساس نگاهی قانونی، می بایست به محتوا توجه کرد ونه مولف و در این میان باید از مسئول مربوطه سوال داشت که آیا مفاهیم این اثر به دور از اندیشه های صاحب اش می باشد و مگر هنر، تراوش اندیشه های مولف اش نیست؟

این شاعر قدیمی که حال به عنایت مسئولین فرهنگی، کتابی به نام اش مجوز می گیرد، از بنیان گذاران کانون نویسندگان ایرانی است. اسماعیل خویی پس از اعدام دوست و همراهش در سال 1360 پس از چند سال زندگی پنهانی درصدد فرار به آن سوی مرزها برآمد. یکی  از خدمات ضد اسلامی خویی به رسانه های غرب، محکوم نمودن حکم تاریخی حضرت امام در قتل سلمان رشدی است. خویی همچنین در خارج از کشور، نهادی کاملا سیاسی را با نام صوری کانون نویسندگان ایرانی در تبعید ایجاد کرد. این ها نمونه هایی سطحی از وجود اندیشه های ناپاک این شاعر به اصطلاخ غزل زده می باشد که اگر در لایه هایی جزء نگرانه بررسی گردد، به مفاهیمی متعدد از کینه توزی وی با نظام خواهیم رسید و این چنین است که می بایست کالای فرهنگی امروز را در کشور با ذره بینی عمیق پیدا کرد و وجود آثاری شناخته شده توسط افرادی برده در سیاست را همچون سمومی خطرناک از گوشه ی ذهن دسترسی خارج نمود.
مرتضی اسماعیل دوست

کلید واژه ها

اضافه کردن دیدگاه جدید